با خدا باش ونى به اين وبه آن * همت عالي است از ايمان
177 - عَدُوٌّ عاقِلٌ خَيْرٌ مِنْ وَلِيٍّ « 1 » جاهِلٍ .
دوست جاهل كه از خرد دورست * دوستدارى خرس مشهورست
به بود پيش مردم عاقل * خصم عاقل زدوستى جاهل
178 - عُسْرُ الأمْرِ مُقَدِّمةُ اليُسْرِ « 2 » .
گر به سختى وعجز درمانى * خويشتن را غمين نگردانى
مثلي دلكش است اگر دانى * پى دشوارى است آسانى
179 - عَلَيْكَ بِالْحِفْظِ دُونَ الجَمْعِ مِنَ الكُتُبِ « 3 » .
بر تو بادا كه بر طلبكارى * طبع بر هر هنر كه بگمارى
يادگيرى چنانكه در هر باب * نبود عاقبت به سوى كتاب
180 - عُقُوبَةُ الظَّالِمِ سُرْعَةُ المَوْتِ .
هر عمل را اگر بَدْ ار نيكوست * نيك وبد را جزا بود اى دوست
عامل ظلم را نخست عذاب * عزم مرگ است سوى أو بشتاب
181 - عَقيبُ كُلِّ يَوْمٍ لَيْلٌ .
غم واندوه روزگار اى دل * بگذرد روز خوش گذار اى دل
بعد دى ممكن است نوروزى * در پى هر شبى بود روزى
[ باب ] الغين
182 - غَنِمَ مَنْ سَلِمَ .
هامش
( 1 ) . « كو » و « س » : صَديقٍ .
( 2 ) . « خ » : عُسْرُ المَرْءِ مُقدَّمُ اليُسْرِ .
( 3 ) . « س » : لِلْكُتُبِ .