تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
عالَم از بخيل در رنج است * گرچه أو را هزار تو گنج است گنه ار بر عقوبت است دليل * بىگنه در عقوبت است بخيل
125 - شَيْبُكَ ناعيكَ .
مرگ اگر چه به جمله در كارست * مر جوان را اميد بسيار است تو اگر شاهى واگر ميرى * خبر از مرگ مىدهد پيرى
126 - شِمَّةٌ مِنَ المَعْرِفَةِ خَيْرٌ مِنْ كَثيرِ العَمَلِ .
عمل ارچه براي مغفرت است * أهل طاعت سزاى معرفت است شمّه‌اى بوى معرفت بردن * به زبسيار طاعت آوردن
127 - وَمِنْ إرْشادِهِ : شِفآء الجَنانِ قَرآءَةُ القرانِ « 1 » .
خوى كن با قرائت قرآن * تا بيابد دل تو بوى جنان دل كه بيمار رنج خذلانست * شربت شافيش زقرآنست
128 - شَحيحٌ غَنِيٌّ أفْقَرُ مِنْ فَقيرٍ سَخِيٍّ .
هر معاشى كه آن بخيل كند * خويشتن را بدان ذليل كند گر غنىِ بخيل معتبر است * از فقير سخى فقيرتر است
129 - شَرْطُ الألْفَةِ تَرْكُ الكُلْفَةِ .
دوستانِ خداى در الفت * قدمي مىزنند بىكلفت شرط در دوستى اگر دانى * از تكلف عنان بگردانى
130 - شَرُّ النَّاسِ مَنْ يَتَّقيهِ النَّاسِ .
پايه نيك مردى آن دارد * كه ازو هيچ كس نَيازارد وان كه از شرّ اوست خوف بشر * هست از جملهء بدان بدتر
هامش
( 1 ) . « كو » : في قزآءة : القرآن .
ميراث حديث شيعه — صفحة 301 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى