( 14 ) لاغنى مع الزنا لافقر مع الصلاة الضحى
هر كه كأرش زنا بود پيوست * گر توانگر بود ، شود درويش
ور فقيرى نماز چاشت كند * گم شود فقر ومالش آيد پيش
( 15 ) المسلم من سلم المسلمون من يده ولسانه 5
تا نگويى شهادت صورت * به معاني دليل ايمان است
گر زدست زبانش پيوسته * سالمى اى پسر مسلمان است
( 16 ) التّكبّر مع المتكبّر صدقه
هر كه أو غير حق تكبّر كرد * آن تكبّر چو صدقه اش داند
وآنكه با مؤمنان تواضع كرد * آن تواضع چو طاعتي داند
( 17 ) من تواضع للّه رفعه اللّه ومن تكبّر وضعه اللّه 6
هر كه بهر خدا تواضع كرد * حق مراو را بلند گرداند
ور تكبّر كند چنان افتد * سوى پستى ، كه خواست نتواند
( 18 ) تخلّقوا بأخلاق اللّه
همچو خلق خداى كن خلقت * تا شوى در جهان پسنديده
آنچه بشنيده اى مگو با كس * وآنچه ديدى بساز ناديده
هامش
5 . مسند الشهاب ، ج 1 ، ص 131 : « المسلم من سلم المسلمون من لسانه ويده » .
6 . مسند الشهاب ، ج 1 ، ص 219