سال 1857 م / 1216 ق ) شروع و به ( باب سى و نهم وقايع سال 1892 م ) ختم نموده است . او در باب چهلم شادى نامه كنور نونهال سنگه ( ص 271 - / 257 ) و در باب چهل و يكم كتاب روضة الازهار ( ص 308 - / 272 ) را درج نموده است .
مؤلف در اثناى كتاب اشعارى نيز از خود مى آورد و تخلص وى اكبرى است . اين كتاب به نثر است ولى در كتابشناسى آثار فارسى چاپ شده در شبه قاره ( ج 4 ، ص 2481 ) ، به عنوان مثنوى معرفى شده است .
آغاز مقدمه : نحارير دشخوار پسند و اخل تحارير نكته پيوند را كه معنى ايشان به كمال صورت و صورت اينان به جمال معنى زيبايى و غازه پيرايى به هم رسانيده .
آغاز : باب اول . جلايل ولادت و نبايل عظمت سركار و الا و مذكور آبا و اجداد عاليه آن خديو گيتى پژوه - / و شرائف مصالح مالى و ملكى و كوائف معارك خود سران و مقهورئى آنها .
2 . شادى نامه كنور نهال سنگه
( ص 271 - / 257 )
( ادبيات فارسى ، تاريخ - / فارسى )
از : ديوان امر ناته اكبرى ( زنده در 1251 ق )
مقامه نظم و نثرى است در مدح كنور نهال سنگه ، كه به عنوان باب چهلم ، كتاب قرار داده است .
آغاز : باب چهلم شادى نامه كنور نونهال سنگه : ( شعر )
بيا ساقى آن بادهء لعل گون * كه بخشد دلم را خمارى فزون
دماغم به نشئه رسائى دهد * ز اندوه خاطر جدائى دهد
بهار نشاط است و دور ساغر انبساط فلك بر سر مراد رسيده .
3 . روضة الاذكار
( ص 308 - / 272 )
( تاريخ - فارسى )
از : ديوان امر ناته اكبرى ( زنده در 1251 ق )
رسالهء كوتاهى است كه مؤلف به عنوان خاتمه كتاب سابق و باب چهل و يكم آن قرار داده است . در ابتداى آن مقامه اى است در مدح باغ و در آخر چند سانحه در بارهء مهاراجه رنجيت سنگه بهادر كه كتاب سابق را درشرح احوال وى نگاشته است . او در ادامه منتخبى از الهى بخش نامه را معرفى مىكند كه مستقل معرفى خواهد شد .
آغاز مقدمه : باب چهل و يكم كتاب روضة الازهار مصنفه امرناتى اكبرى در نهايت ربانى و