تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث مشترك ايران و هند ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
دستور اول : در بيان چگونگى اصطلاح پارسى است ؛ دستور دوم : در تعداد حروف تهجى آنچنان كه پارسيان بدان تكلم مى كنند ؛ دستور سوم : در بيان تفرقه دال و ذال ؛ دستور چهارم : در بيان كلمه و كلام و مصدر و مشتق و جامد و علامت مصدر و متعدى و لازم و معروف و مجهول ؛ دستور پنجم : در بيان علامتهاى هر يك از صيغه هاى ماضى و مضارع و اسم فاعل و اسم مفعول و امر و نهى و جحد و نفى و استفهام ؛ دستور ششم : در بيان صيغه هاى افعال پارسى ؛ دستور هفتم : در بيان اسم مكان و زمان و حروف تشبيه و ادوات اشاره پارسيان ؛ دستور هشتم : در بيان ضماير است ؛ دستور نهم : در بيان جواز تبديل بعضى از حروف مصادر و ماضى ببعض ديگر در مضارع و امر در كلام پارسى ؛ دستور دهم : در بيان جواب تبديل هر يك از حروف بيست و چهار گانه به حروف ديگر از آن ؛ دستور يازدهم : دربيان حروف مفرده كه در اوايل و اواخر كلمات به جهت افاده كردن معانى گوناگون در آورند ؛ دستور دوازدهم : در بيان حروف و كلماتى كه از براى حسن و زينت كلام در مى آورند كه به هيچ معانى دخلى ندارد ؛ دستور سيزدهم : در بيان حروف و كلماتى كه به جهت حصول معانى گوناگون در آخر كلمات در آورند ؛ دستور چهاردهم : در بيان چگونگى املاء است كه ارباب قلم و نويسندگان را به كار است ؛ خاتمه : در بيان بعضى از حكايات و كلمات موعظه و نصيحت و لطايف حكمت انگيز پارسى از متقدميت نظماً و نثراً . مؤلف كتابش را در 20 ذيحجه 1296 ق در حيدر آباد به اتمام رسانده و در صفحهء عنوان خود را معرفى نموده ، كه ملخص آن چنين است : « هو الله . چون بندهء هيچ مدان به واسطهء توارد سوانح زمان به عزم سياحت اطراف و اكناف جهان از مملكت ايران بيرون آمده قاطبهء ممالك روم و روس و اغلب بلاد آفريقا و پاره اى از