دستور اول : در بيان چگونگى اصطلاح پارسى است ؛
دستور دوم : در تعداد حروف تهجى آنچنان كه پارسيان بدان تكلم مى كنند ؛
دستور سوم : در بيان تفرقه دال و ذال ؛
دستور چهارم : در بيان كلمه و كلام و مصدر و مشتق و جامد و علامت مصدر و متعدى و لازم و معروف و مجهول ؛
دستور پنجم : در بيان علامتهاى هر يك از صيغه هاى ماضى و مضارع و اسم فاعل و اسم مفعول و امر و نهى و جحد و نفى و استفهام ؛
دستور ششم : در بيان صيغه هاى افعال پارسى ؛
دستور هفتم : در بيان اسم مكان و زمان و حروف تشبيه و ادوات اشاره پارسيان ؛
دستور هشتم : در بيان ضماير است ؛
دستور نهم : در بيان جواز تبديل بعضى از حروف مصادر و ماضى ببعض ديگر در مضارع و امر در كلام پارسى ؛
دستور دهم : در بيان جواب تبديل هر يك از حروف بيست و چهار گانه به حروف ديگر از آن ؛
دستور يازدهم : دربيان حروف مفرده كه در اوايل و اواخر كلمات به جهت افاده كردن معانى گوناگون در آورند ؛
دستور دوازدهم : در بيان حروف و كلماتى كه از براى حسن و زينت كلام در مى آورند كه به هيچ معانى دخلى ندارد ؛
دستور سيزدهم : در بيان حروف و كلماتى كه به جهت حصول معانى گوناگون در آخر كلمات در آورند ؛
دستور چهاردهم : در بيان چگونگى املاء است كه ارباب قلم و نويسندگان را به كار است ؛
خاتمه : در بيان بعضى از حكايات و كلمات موعظه و نصيحت و لطايف حكمت انگيز پارسى از متقدميت نظماً و نثراً .
مؤلف كتابش را در 20 ذيحجه 1296 ق در حيدر آباد به اتمام رسانده و در صفحهء عنوان خود را معرفى نموده ، كه ملخص آن چنين است :
« هو الله . چون بندهء هيچ مدان به واسطهء توارد سوانح زمان به عزم سياحت اطراف و اكناف جهان از مملكت ايران بيرون آمده قاطبهء ممالك روم و روس و اغلب بلاد آفريقا و پاره اى از
ميراث مشترك ايران و هند ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: على صدرائى خوئى
ص٢٢٦