( 11 )
چه بحر است آنكه نطقش ساحل آمد ؟ * ز قعر او چه گوهر حاصل آمد ؟
( 12 )
چه جزو آنكه او از كلّ فزونست ؟ * طريق جستن آن جزو چون است ؟
( 13 )
قديم و محدث از هم چون جدا شد ؟ * كه اين عالم شد آن ديگر خدا شد ؟
( 14 )
چه خواهد مرد معنى زآن عبارت * كه دارد سوى چشم و لب اشارات
( 15 )
چه جويد از رخ و زلف و خط و خال * كسى كاندر مقامات است و احوال
( 16 )
شراب و شمع و شاهد را چه معنيست * خراباتى شدن آخر چه دعوى است
( 17 )
بت و زنار و ترسايى در اين كوى * همه كفرست و گرنه چيست برگوى ؟
آغاز : بسمله ( شعر )
به نام آنكه جان را فكرت آموخت * چراغ دل به نور جان بر افروخت
ز فضلش هر دو عالم گشت روشن * ز فيضش خاك آدم گشت گلشن
6 . شيخ صنعان
( حاشيه از ص 384 - / 398 )
( ادبيات فارسى ، منظومه هاى عرفانى - فارسى )
از : فريدالدين محمد بن ابراهيم عطار نيشاپورى ( م 618 ق )
منظومه معروفى است در بارهء شيخ صنعان و عاشق شدن وى بر دختر ترسا و ماجراهايى كه بر اين راه بر وى رفته ، كه اشاره به مقامات عرفانى و حوادث درونى در مسير سير و سلوك است .
آغاز : بسمله .
شيخ صنعان پير عهد خويش بود * در كمال از هر چه گويم بيش بود
نوع خطِ مجموعه : نسخ .