مراثى نظم و نثر
( مراثى - فارسى )
بياض پراكنده اى است اغلب به نظم ودربرخى موارد به نثر ، درمراثى حضرت سيد الشهداء ، درآن بخشى ازگنجينة الاسرار عمان سامانى نيز تحرير شده است .
13390 ) نسخه شماره : 3204 - 214 / 16
آغاز :
خبر ازكربلا چو نيآمد چو نيآمد * خدا چه سازم بابم نيامد
زما بحر . . . عمرم سر آمد * خدا چه سازم بابم نيامد
انجام :
شنيده ايد حسينى به كربلايى بود * شنيده ايد كه ازخون محاسنش آورد
نديده ايد كه چندين هزار زخم چه كرد * نه ديده ايد كه چندين هزار درد چه بود
شكسته ، نستعليق ، بى كا ، قرن 13 ، جلد : تيماج قهوه اى ضربى مجدول ، 65 برگ ، بياضى ، 15 سطر ، 11 * 21 سم
مراثى نظم و نثر
( مراثى - فارسى )
بياضى است كه درآن مداحى كه خود شاعر نيز بوده ، مراثى ائمه ( ع ) رابه نظم ونثر تحرير نموده است . او دراثنا اشعار متعددى به فارسى از خود با عنوان ( لمولفه - لمولفه ) آورده است
13391 ) نسخه شماره : 5884 - 224 / 29
آغاز : كه بگريم برآل وعترت رسول بى همال مادام كه حج خانه خدا مى كنند سواره . . . . ومادام كه مى خواند قمرى بر درختان لمؤلفه كرد ديدى فتنه ره در دودمان مصطفيشد خراب ازسيل محنت خاندان مصطفى
انجام : دربصائر الدرجات از عبدالله بن سنان روايت كرده . . . سؤال كردم ازحوض كوثر فرمود كه وسعت آن ازما بين بصره وشام است . . . در دوكنار اين نهر ديدم درختان بود ودرميان
تحريرى ، بى كا ، قرن 13 ، جلد : مقوا با عطف گالينگور قهوه اى ، 72 برگ ، بياضى ، 10 سطر ، 10 * 15 سم
مراثى نظم ونثر سيدالشهداء ( ع )
( مراثى - فارسى )
بياضى به نظم ونثر از آن يكى ازخطبا ومداحان سده سيزدهم ، در تاريخ ووقايع كربلا ، درآن اشعار مراثى از : حاجى سليمان صباحى بيدگلى ، نوحه راهب و چند پيش واقعه به نظم درج شده و باقى مطالب به نثر تحرير شده است .
13392 ) نسخه شماره : 3181 - 191 / 16
آغاز :
اين محنت غريبى و اين درد بى كسى * روداده درزمانه كدام آفريده را
آواز العطش شنوى گوش اگر دهى * حلقومهاى تشنه ناحق بريده را
انجام :
مرا عمم حسين داماد كرده است * دلم بهر عروسى شاد كرده است