10554 ) نسخه شماره : 1605 - 155 / 9
آغاز :
يك قلبى است نى كه ذكر لسان * گفت تخشع قلوبهم تو بدان . . . القصايد قصيده اول
أيضاً درتوحيد جناب الهى ونعمت حضرت رسالت پناهى : بسمله ، اى نامهاى خاص تو سردفتر ديوانها زيرا كه شد بازيب دفتر ز آن نامها عنوانها
انجام :
يارب چو زسوى تست آغاز كلام * هم نيز بسوى تست انجام تمام
باشد چ - و تماميست بلطف توزمن * ازلطف توشد تمام تمت و سلام
قصايد ، غزليات ، مسدس و مخمس ها ، مقطعات ومثنويات و رباعيات ، افتادگى ازآغاز ، نستعليق ، بى كا ، عناوين شنگرف ، جلد : تيماج مشكى ، 143 برگ ، 14 سطر ، 5 / 16 * 11 سم
كليات عرفى شيرازى
( شعر - فارسى )
عرفى شيرازى ، جمال الدين محمد ، 963 ؟ - 999 ق
مشتمل است بر :
رساله نفسيه ، مطالب اين رساله كوچك همه مشحون از نكات فلسفى و راجع به تزكيه و تهذيب نفس و ارائه طريق بسوى حقيقت مطلق است .
آغاز موجود : « عطا كردن نملك چش آلاء و نعماء اوست و درودى كه از فرط آيت به ميزان جوهر شناسان » .
انجام : « هر نفسى كه به ناشايستگى از عمر طى مىشود مدت موتست . تمت الرسالة النفيسة من كلام مولانا عرفى شيرازى عليه الرحمه و الله اعلم بحقايق الأمور . »
2 - مثنويها ، شامل : مجمع الابكار :
آغاز : « بسم الله الرحمن الرحيم * موج نخستست ز بحر قديم »
انجام :
« ريش فرو كن غم بيهوده چند * كم ز زنى خود نتوان بود چند
تمت الكتاب مجمع الابكار من كلام مولانا عرفى عليه الرحمه »
3 - خسرو و شيرين :
آغاز :
« خداوندا دلم بينور تنگست * دل من تنگ و كوه طور سنگست »
انجام :
« كسى را كز زبان اين هرزه خيزد * گرش م - ن خون نريزم عشق ريزد »
4 - قصايد :
آغاز :
« اى متاع درد در بازار جان انداخته * گوهر هر سود در جيب زيان انداخته »
انجام : « شمارا زحد وصفش قاصر آمد اين بشارت بس / كه عمان الجواهر نام كردند اهل عرفانش »
5 - مقطعات
آغاز : « اى راه زن ك - ه از عرشم * به حضيض ثرى فرستادى »
انجام :
« هستم برو سوار بمعنى پياده ام * گامى به طول ميزنم اينك زدم به عرض »
6 - غزليات ناقص مى باشد .