تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى ) — صفحة 3145

مساهمون:

ص٣١٤٥
9756 ) نسخه شماره : 7772 - 152 / 39 آغاز : بسمله الحمدلله الذى انفتح ابواب رحمته و دعى اليها خلقه وانغلق ابواب غضبه و نهى عنها عباده فقد سبقت رحمته غضبه و لا يزيده كثرة العطاء الاجوده وكرمه الحمدلله الذى ان نوى عبده حسنة كتبها . . . انجام : الشاقول منه بان يوضع قاعدة المثلث على الارض و سوى المرتفع و المنخفض منها الى ان قصر بحيث لو دارت القاعدة على جميع تلك القطعة من الارض افتادگى از انجام ، نستعليق ، بى كا ، قرن 13 ، نشانى ها مشكى ، درحاشيه تصحيح دارد و در متن خط خوردگى مشاهده مىشود ، به نسخه آب رسيده و بدين جهت آسيب جدى به نسخه وارد شده است . و در آخر نسخه برگهاى متفرقه اى ضميمه شده است ، جلد : مقوا ، عطف گالينگور قهوه اى ، 80 برگ ، 20 سطر ، 15 * 21 سم

فوايدى در كيميا

( كيميا - فارسى ) فوايد متفرقه اى است دركيميا به نظم ونثر با عنوان باب وفصل ، شامل مطالبى كه از اساتيد اين فن نقل شده و آنچه به تجربه رسيده است . 9757 ) نسخه شماره : 15 / 6824 - 4 / 35 آغاز : باب در بعضى از اعمال متفرقه كاف كه بعضى به تجربه رسيده است العهدة على الراوى بسمله در گرفتن جوهر علم اول بگير جوهر علم واو را خوب بكوب و بعد از آن درميان آب انجام : و صورت حل كردن اين ارض و عقد آن مى بايد كه بدان نوع كه اعتقاد كرده است افلاطون از غير داخل كردن نستعليق ، بى كا ، عناوين شنگرف ، جلد : تيماج روغنى مشكى سوخت مجدول با ترنج و سرترنج ، 63 برگ ، 30 سطر ، 24 * 37 سم

فوايدى در كيميا

( كيميا - فارسى ) فوايد پراكنده اى است دركيميا به نقل از اساتيد اين فن ، ازجمله فايده اى درباب اكسير بنقل از ابن سينا ومطالبى درباره زرنيق ونوشادر وكبريت ودهن و امثال آن 9758 ) نسخه شماره : 7858 - 238 / 39 آغاز : بسمله الحمدلله الكليم العليم والصلوة والسلام . . . چنين گويد مؤلف اين نسخه على مشهور به سينا كه درباب اكسير با يكى از عزه كه مشهور به خواجه ابوالحسين سهلى مفاوضه رفته بود انجام : و تكليس نمايد تا در افلاطونى تقطير كند اين است مفتاح عمل فوق و جميع اعمال صنعت والسلام نستعليق ، بى كا ، 5 شنبه 3 شعبان 1298 ، جلد : مقوا ، عطف گالينگور قهوه اى ، 73 برگ ، 11 سطر ، 11 * 17 سم
فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى ) — صفحة 3145 | على صدرائى خوئى