شمس ) و ( شمس الحقايق ) و سپس چند بار ازآنجمله به كوشش بديع الزمان فروزانفر به چاپ رسيده است .
[ نسخه هاى خطى فارسى ، منزوى 3 / 2551 ؛ الذريعة 9 / 1122 ؛ فهرست مجلس 3 / 316 و 8 / 143 و 398 ؛ دانشگاه 14 / 3890 ؛ سپهسالار 4 / 503 ؛ مشار 1 / 1570 ؛ فهرست آستان قدس 9 / 142 و 7 / 434 ]
5786 ) نسخه شماره : 913 - 3 / 6
آغاز :
بسمله اى طايران قدس را عشقت فزوده بالها * درخرمن سوداى تو روحانيان را حالها
درلا احب الافلين تاكى زصورتها يقين * درديدهاى غيب بين مردم زتو تمثالها
انجام :
مهمان تو را آمد ولى اين لوت عالم را بس است / * دو كون اگر مهمان شدى اين لوت افزون آمدى
اى خواجه نظاره گر تا چند باشد اين نظر * ارزان بدى گرزين نظر معشوقه بيرون آمدى
از حرف الف تا ياء و از انجام ناتمام مانده است ، افتادگى ازانجام ، نستعليق ، بى كا عناوين مشكى و بعضى از اشعار به شنگرف ، جلد : تيماج ، قهوه اى ، ضربى ، ترنج با سرلچكى ، مجدول گرهى ، 179 برگ ، 24 ( چهار ستونى ) سطر ، 5 / 35 * 22 سم
5787 ) نسخه شماره : 1327 - 37 / 8
آغاز :
روان شود زره سينه صد هزار پرى * چو بر قنيه بخواند فسون احيا را
كجاست شير شكارى وحملهاى خوشش * كه پركنند زآهوى مشك صحرا را
انجام :
تو غافلى زجرعه توحيد لاجرم * از جام عشق سينه هشيار را چه حظ
برخيز يك صباح كه جل صبح درگذشت * درخواب رفته ديده بيدار را چه حظ
افتادگى ازآغاز ، نستعليق ، بى كا جلد : تيماج قهوه اى مجدول با كتيبه هاى داراى نقوش گل و الوان ، 168 برگ ، 22 سطر ، 18 * 27 سم
5788 ) نسخه شماره : 2776 - 16 / 15
آغاز :
مى گريزى هر زمان از كار ما * درميان كارچونت يافتم
. . . شمس تبريزى تويى خورشيد جان * درچنان انوار چونت يافتم
انجام :
خموش باش وچو ماهى در آب رو پنهان * بهل تو دعوت عامان چو اهل عثمانى
خمس كه خوان بنهادند وقت خور دل شد * حريف صرفه برد گر تمام بر خوانى
از نيمه قافيه ميم تا ياء را شامل است ، افتادگى از آغاز و انجام ، شكسته ، نستعليق ، بى كا ، قرن 13 ، تمامى صفحات جدول شنگرف ، جلد : تيماج مشكى ضربى با ترنج و سر ترنج و جدول گرهى عطف تيماج قهوه اى ، 254 برگ ، 17 دوستونى و حاشيه سطر ، 18 * 30 سم
5789 ) نسخه شماره : 2993 - 3 / 16
آغاز :
آن خواجه را دركوى ما درگل فرو رفته است پا * با تو بگويم حال او برخوان اذا جاء القضا
جبا رو آمد وزفت او دامن كشان مى رفت او * تسخير كنان برعاشقان بازيچه ديده عشق را
انجام :
اى بر سر ره نشسته ره مى طلبى * . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
از چاه زنخدان چنين يوسف حسن * . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .