ديوان شرر قمى بيگدلى
( شعر - فارسى )
شرر بيگدلى ، حسينعلى بن لطفعلى ، - 1248 ق
ديوان اشعار شاعر است با تخلص شرر ، شامل غزليات به ترتيب حروف تهجى ، و چند تخميس ومثنوى
[ منزوى 3 / 2377 ]
5784 ) نسخه شماره : 3065 - 75 / 16
آغاز : سرشك آن همه خون است واينك اين همه آب / كه گفت چشم من و ديده سحاب يكى است
گرت جمال ببينم خيال درنظراست * به اين خوشم كه حضور تو با غياب يكى است
انجام :
يكى سحاب زند كله بر سر ابطال * كه خنجرش همه برق گشت وتاركش باران
فشار زان به تكاور چو گاز برآهن * كرا ز گرز به مغفر چو پتك برسندان
افتادگى ازآغاز و انجام ، شكسته ، نستعليق ، بى كا جلد : تيماج وعطف تيماج قهوه اى سوراخ شده ، 91 برگ ، 11 سطر ، 17 * 21 سم
ديوان شفايى
( شعر - فارسى )
شفائى محلاتى ، باقر
او حلاج بوده ولى معروف به حكيم باقر شفائى به جهت معاشرت او با شفائى اصفهانى .
[ الذريعة 9 / 122 و 531 ]
5785 ) نسخه شماره : 153 - 153 / 1
آغاز :
بسمله . تا عشق رفته روز ازل بر زبان ما * رقصد به حرف عشق زبان در دهان ما
عشق اسم اعظم است چو تعويذ بسته اند * كروبيان قدس به بازوى جان ما
انجام :
چون نباشم بعد از اين ورشكوه ام آتش زبان * از زبان بنده خاموشى چرا برداشتى
افتادگى از انجام ، نستعليق ، بى كا ، قرن 13 ، تمامى صفحات مجدول مذهب و مشكى ، جلد : تيماج ، قهوه اى ، ضربى ، ترنج با سر ، لچكى ، مجدول ، 140 برگ ، 12 سطر دوستونه چليپائى ، 14 * 5 / 19 سم
ديوان شمس تبريزى - شمس الحقايق - ديوان مولوى بلخى - كليات شمس
مولوى ، جلال الدين محمد بن محمد ، 604 - 672 ق
( شعر - فارسى )
مولوى غزليات خود را به نام مرشد خود شمس الدين تبريزى سروده ، به نام شمس الحق تبريزى از خود نشان گذاشته است . ديوان او با اضافاتى در ايران و هند به نام ( كليات