آيات 1 - 2 :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
*
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ . . .
بنام خدا بخشاينده مهربان * پاك است انكس كه ببرد بنده خود را بشب از مسجد حرام بسوى مسجد دور آن مسجد كه بركت كرديم ما گرداگرد او را تا بنمايم او را از دلايل ما هر آينه اوست شنوا بينا * و داديم موسى را كتاب و كردانيديم او را راهنماينده مر فرزندان يعقوب آنكه فرانگيرد بجز من پروردكارى . . . . 363
آيهء 1 :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
*
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ . . . »
بنام خداى بخشايندهء مهربان * پاك است آنخدائى كه سير كناينده بندهء خود را شبى از مسجد حرام بسوى دور تر آن مسجدى كه ما بركت داديم كرداكرد او تا بنمائيم او را از دلايل خود بدرستى كه اوست شنوا بينا . . . . 388
كهف
آيات 1 و 2 :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
*
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً . . .
ابتدا ميكنم بنام خذا معبود روزى دهنده خلايق مؤمن و كافر رحمة خاص كننده مومن * شكر و سپاس خذايراست ان خذا كى فرو فرستاد بر بنده خود محمد عليه السلام قران را و نكرد آن كتاب را كژى و ساختى راست تا بترساند محمد بعذابى سخت از نزد خذا و تا بشارة دهد مؤمنانرا انها را كه مىكنند كردارها نيكو . . . . 116
آيات 1 5 :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
*
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً . . .
به نام خذاى روزى دهنده رحمت كننده * شكر و سپاس و ستايش خدايرا است آن خذايى
كه فروستاد بر بندهء خويش كتاب و نكرد آن را كژينى * دينى راست تا بيم كند بعذابى سخت
از نزديك خويش و بشارت دهذ مومنانرا آنها كه مىكنند كارهاى نيك كه ايشان را باشد
مزدى نيكو * درنگ كنندگان در آن هميشه * و بيم كنند آنها را كه گفتند فراگرفته است خذا
فرزندى * نيست ايشان را بذان هيچ دانشى و نه مر پدران ايشان را بزرگ سخنيست كه
بيرون مىآيد از دهنهاى ايشان نمىگويند مگر دروغى . . . . 180
آيهء 19 :
فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ
كو بنكر كه پاكيزهترست بخورش بس بيارد شما . . . . 165
آيهء 76 :
قالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ . . .
كفت موسى آيا سؤال كنم ترا از چيزى كه . . . بعد از اين . . . با من . . . . . . 252
آيهء 77 :
فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ . . .
بس رفتند تا چون آمدند اهل شهرى كه انطاكيه بود طعام خواست از اهل آن شهر بس اباء كردند كه مهمانى كنند ايشانرا در آن شهر ديوارى صد كز به بلندى پس يافتند . . . . . . 290
آيات 107 110 :
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا . . .
و كنيد نيكيها بود ايشانرا بهشتها كى نامش فردوس است . نزلى جاويد باشند در آنجا و نجويند از آنجا جاى ديگر * بكو اى محمد اگر بود دريا مداد گردد نويسند سخن خداى من برسد مداد دريا بيش ان ك برسد سخن و اكر كردد زيادى مداد همه خداى * بگو . . . محمد . . . ك من آدمىام مانند شما وحى مىفرستند به من از همانك خداى شما خداى . . . يكانه هر ك را بود اميد بديدار خداى . . . . . . 105
آيهء 110 :
إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ . . .