رسول اللّه صلى الله عليه و آله مىفرمود : اى على ! در فلان روز اين مطلب بر من نازل گرديد ، و همه را يك يك برمىشمرد تا به روز ملاقات مىرسيد . « 1 »
5 . در طبقات ابن سعد آمده كه ، به امام على عليه السلام گفته شد : چگونه است كه تو از ساير صحابه رسول خدا بيشتر حديث مىگوئى ؟ فرمود : من چنان بودم كه اگر از پيامبر صلى الله عليه و آله مىپرسيدم آگاهم مىكرد ، و اگر ساكت مىشدم او خود شروع مىفرمود . « 2 »
6 . در روايت ديگرى در طبقات آمده است كه آن حضرت فرموده : به خدا سوگند هيچ آيهاى نازل نشد مگر آنكه دانستم درباره چه كسى نازل شده ، و در كجا نازل شده ، و بر چه كسى فرود آمده ، همانا پروردگارم به من قلبى آگاه و زبانى روان بخشيده است . « 3 »
7 . و در سه روايت ديگر فرمود : درباره كتاب خدا از من بپرسيد زيرا هيچ آيهاى نيست مگر آنكه دانستهام در شب نازل شده يا در روز ، در دشت نازل شده يا در كوهستان . « 4 »
8 . در سنن نسائى و ابن ماجه و مسند احمد آمده است - ما عبارت نسائى را مىآوريم - كه امام عليه السلام فرمود : من در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله جايگاهى داشتم كه هيچ يك از مردم نداشتند ، من هميشه در سحرگاهان به نزد او مىرفتم و مىگفتم : درود بر تو اى نبى خدا ! اگر تنحنح - شبيه سرفه - مىفرمود به خانه بازمىگشتم و گرنه وارد مىشدم . « 5 »
9 . در روايت ديگرى فرمود : اگر آن حضرت را آماده مىيافتم به من اجازه مىفرمود . « 6 »
هامش
( 1 ) . همان مدرك ، ص 197 ؛ معالم المدرستين ، ج 2 ، ص 315 .
( 2 ) . طبقات ابن سعد ، بخش معرفى امام على عليه السلام ، ج 2 ، ص 337 ، چ بيروت و ج 2 ، ق 2 ، ص 101 ، چ اروپا ؛ احمد بن حنبل نيز در كتاب - خطّى - خود فضايل امام على عليه السلام ، اين روايت را آورده است .
( 3 ) . همان مدرك .
( 4 ) . همان مدرك .
( 5 ) . سنن نسائى ، ج 1 ، ص 178 ، باب تنحنح در نماز ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 85 .
( 6 ) . همان مدرك ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 107 .