سپس ابن قيّم دهها روايت از صحاح ، مسانيد و سنن درباره حيات برزخى و علاقه مردگان با زندگان را نقل مىكند و آن گاه در بخشى از كتاب خود مىنويسد :
« أن يقول المسلِّم علي أهل القبور السلام عليكم دار قوم مؤمنين هذا خطاب لمن يسمع و يعقل ولولا ذلك لكان هذا الخطاب بمنزلة خطاب المعدوم والجماد والسلف مجمعون علي هذا وقد تواترت الآثار عنهم بأن الميت يعرف زيارة الحي ويستبشر به ؛ اين كه سلام كننده بر اهل قبور مىگويد : " سلام بر شما كه در خانهء قوم مؤمنان آرميدهايد " خطابش متوجه كسانى است كه مىشنوند و شعور دارند و گر نه سخن وى به منزلهء خطاب ، به امر معدوم و جمادات خواهد بود كه لغو و بيهوده است . سلف نيز بر اين مطلب اتفاق نظر دارند ، روايات متواتر نيز حكايت از اين دارد كه مرده ، زيارت زندگان را مىشنود و از آن [ با سلام و خيرات ] مژده مىطلبد . »
ابن قيم رواياتى فراوان ديگر را در ضمن فصول : « الموتي يسألون عن الاحياء ويعرفون اقوالهم واعمالهم » ، « إخبار الاموات بما حدث في أهلهم بعدهم و بما يحدث » ، « انفاذ ابو بكر وصية ثابت بن قيس التي أوصي بها في المنام بعد الممات » و . . . نقل كرده است « 1 » . سپس ابن قيم به تفسير آيهى
« . . . . وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ »
هامش
( 1 ) - همان : ص 22 18 .