خداوند متعال گفته است :
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا
. « 2 » بدين گونه رسيدن وحى به رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله - مدتى به تأخير افتاد ، تا مردمان بدانند كه قرآن شعرى سرودهء او نيست ، و نيز رونويسى از كتابهاى پيشينيان هم نيست ، و پيامبر آن را از خود ابداع نكرده ، بلكه وحيى است كه از جانب خدا ، هر وقت و به هر صورت كه او بخواهد ، نازل مىشود ، و تأخير براى آن بوده است كه اراجيف قريش پراكنده و انباشته شود ، به همان گونه كه ريسمانهاى جادوگران فرعون روى هم انباشته شد و مردمان چنان پنداشتند كه سحرى عظيم صورت خواهد گرفت ، و در اين هنگام خدا به موسى - عليه السلام - فرمان داد تا عصايش را بيفكند تا همهء آنچه را كه جادوگران فرو ريختهاند يكباره ببلعد . اين گونه عمل كردن بهتر و اثر آن بيشتر بود ، و به همين گونه هنگامى كه وحى تأخير كرده به كوههاى مكه به همان صورت رسيد كه روز روشن پس از شب تاريك فرا مىرسد ، تاريكى شايعات را از پيرامون خانهء خدا از ميان برد ، و شكهايى را كه به دلهاى ضعفاى مسلمانان راه يافته بود زدود ، و روز رسالت با نشاط و حركت آغاز شد .
/ 170 «
ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى
- كه خدا با تو بدرود نكرد ، و از تو بيزار نشد . » يعنى به وداع آخرين با تو نپرداخت و از تو خشمگين و متنفر نشد و لو به صورت موقتى ، و احاديث دربارهء سبب تأخير پيدا كردن وحى با يكديگر اختلاف دارد ، و امكان جمع كردن ميان آنها هست ، و ما پس از اين مقدارى از آن را براى فايدهء عامّ آن خواهيم گفت كه ، علاوه بر اين ، گوشهاى از زندگى پيامبر اسلام را توضيح مىدهد و تا اندازهاى در بهتر فهميدن قرآن كمك مىكند :
از امام باقر - عليه السلام - در تفسير اين سوره آمده است كه : جبريل - عليه السلام - در نزول به رسول اللَّه دير كرد ، و آن پس از نزول
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ
بود ، پس خديجه - رضى اللَّه عنها - گفت : شايد خدايت ترا ترك
هامش
( 2 ) - سورة الفرقان / 32 .