كنند » . « 1 » در اين معنى روايات فراوان ديگر نيز آمده است .
جواب : هنگامى كه به چيزى سوگند ياد مىكنيم ، ارزشى ذاتى به آن مىبخشيم كه بيم آن مىرود كه به حالتى از تقديس منافى با صفاى يكتاپرستى و پاكيزگى آن مبدل شود ، در صورتى كه چون پروردگار ما به چيزى سوگند ياد كند ، به آن ارزشى مىدهد و ما را متوجه اهميت آن مىسازد ، و چنين است در آغاز اين سوره كه قسم به برآمدن خورشيد و زياد شدن ارتفاع آن در آسمان و بازگشت آدمى به كار و تلاش و رنج و فعاليت است .
/ 169 «
وَ الضُّحى
- سوگند به روز روشن . » [ 2 ] چيزى نمىگذرد كه روز به پايان مىرسد ، و ياختههاى بدن آدمى تلف مىشود ، و اعصاب او گرفتار رنج و تعب ، و به آسايش و خوابى نياز پيدا مىكند ، پس شب با تاريكى فراگير خود و آرامش و خاموشى آرامبخش خود فرا مىرسد :
«
وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى
- و به شب آرامبخش . » گفتند : سجى يعنى آرام شد ، و اذا ساج البحر يعنى هنگامى كه دريا ساكن شد ، و در شعر چنين آمده است :
فما ذنبنا ان جاش بحر ابن عمكم * و بحرك ساج لا يوارى الدّعامصا
پس گناه ما چيست كه درياى پسر عموى شما متلاطم است ، و درياى تو آرام است و كفچليزها را پنهان نمىكند ؟
[ 3 ] و به همان گونه كه بدن آدمى به خواب شبانه نيازمند است ، روح او عطش دست يافتن به وحى دارد ، مگر جانها و نفوس را خوشبختى و بدبختى نيست ، و به همان گونه كه شب دليل بر پايان يافتن نور نيست ، به همان گونه هم دير كردن وحى از پايان يافتن آن خبر نمىدهد ، بلكه وحى بنا بر نياز نازل مىشده ، و از آن روى يكباره صورت نمىگرفته كه بهتر در قلوب پيامبر و مؤمنان جايگزين شود ، و
هامش
( 1 ) - نور الثقلين / ج 5 ، ص 588 .