نوعى بسيط است كه نه جنس دارد و نه فصل و نه معروض كليت است و نه جزئيت و تعدد و تميز آن از قبل ذاتش مىباشد نه به امرى خارج از ذات . « 1 » و ظهور وجود به ذاته در هر مرتبهاى از مراتب وجودات و تنزل آن به هر شأنى از شؤونات موجب ظهور مرتبهاى از مراتب ممكنات مىشود و به تعبير ابن عربى ، عينى از اعيان ثابته و هر اندازه مراتب نزول زيادتر باشد و از منبع وجود دور تر باشد ظهور إعلا و ظلمات در وجود به صفت وجود زيادتر است و وجود در اعيان مظاهر محجوب و پوشيدهتر مىشود و هر چه تنزلش از شدت نوريت زيادتر باشد و نوريت آن ضعيفتر شود ادراك آن براى موجودات ضعيف نازل و انسانها سهلتر و ظاهرتر است .
چنان كه انسانها از جهت تصور بينايى و حدود و شرايطى كه براى ابصار و ديد هست قرص خورشيد را به دشوارى توانند ديد و نور يك ستاره كوچك را توانند به راحتى ديدن و خفاش مطلقا از ديدن نور عاجز است پس نور هر چه قوىتر رؤيت آن براى انسانها دشوارتر و هر چه ضعيفتر رؤيت آن آسانتر . و چنين است وضع وجود قوى و اقوى و وجودات ضعيفه كه مراتب نازل همان وجود اقوى مىباشند .
اصحاب اعتبار -
كسانى كه قايل به اعتباريت وجودند و گويند موجوديت اشيا به ذوات ماهيات است اصحاب اعتبار گويند .
اصالت وجود . « 2 »
اصحاب المعارج -
اين اصطلاح را ملا صدرا به افرادى اطلاق كرده است كه طبق نقل تاريخ فلاسفه صاحب معراج روحانى و خلع كالبد بودهاند مانند افلاطون طبق نقل شهاب الدين و هرمس و چند تن از فلاسفهء ايران زمين مربوط به قبل از اسلام . « 3 »
اصحاب الهياكل -
فرقههاى صابئيان را گويند ، آنها را اصحاب الروحانيات هم ناميدهاند آنها بر آن بودند كه انسانها بايد بين خود و خداى خود وسايطى داشته باشند و آن متوسط از ديدگاه آنها هياكل سيارات است كه آنها را ارباب و الهه مىناميدند و خداوند را رب الارباب مىناميدند و پارهاى از آنان آفتاب را رب الارباب مىدانستند ، آنان به خاطر تقرب به خداوند ، به هياكل عبادات تقرب مىجستند .
ملا صدرا گويد آن كه اسامى بروج و كواكب را نهاد و آنها را در بيوت خود مرتب كرد و براى آنها شرف و بال و اوج و حضيض و غيره مقرر كرد ، هرمس حكيم يا ادريس بود كه از انبيا بزرگ بود از اين رو صابئيان را پيروان هرمس مىدانند . « 4 »
اصحاب انطباع -
كسانى كه در ابصار گويند شبحى از مرئى در جلديه چشم منطبع شده و ديد از اين راه حاصل مىشود در برابر اصحاب شعاع . « 5 »
اصحاب بعد -
كسانى كه در تعريف مكان گفتهاند كه مكان عبارت از بعد مجرد است كه منطبق بر مقدار جسم است اصحاب بعد گويند . « 6 »
هامش
( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 65 .
( 2 ) همان ، صص 41 ، 68 .
( 3 ) همان ، ص 330 .
( 4 ) تفسير ملا صدرا ، ج 2 ، ص 119 .
( 5 ) اسفار ، سفر 4 ، ص 195 .
( 6 ) مباحث المشرقيه ، ص 222 .