مىگردد ) « 1 » الى آخر الآيه و در مقابل آن ( در حق نفوس آغشته به كدورات اميال و شهوات دنيوى مردود از دربار الهى و جايگاه شياطيناند ) مىگويد
« هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ »
( آيا آگاهتان سازيم كه شياطين بر چه كسى فرود مىآيند ) « 2 » الى آخر الآيه و نيز مىگويد
« وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ »
( هر كه از ياد خداوند اعراض كند ، شيطانى را همنشين او مىگردانيم ) « 3 » و بايد دانست كه هر يك از اهل بهشت و يا اهل جهنم به علت ثبات و دوام اخلاق و ملكات حاصل در نفس آنان مستحق خلود در بهشت و يا خلود در جهنماند ( كه اگر الى الابد زنده بودند بر آن اخلاق و ملكات راسخ در نفس باقى مىماندند ) نه به صرف آحاد و تعداد اعمال و افعال ( و بر اساس كثرت آحاد و افراد اعمال صادر از آنان زيرا ملاك استحقاق خلود ، ثبات و دوام و رسوخ اعمال و افعال و قصد و نيت ادامه و بقاى بر آنها است ) .
پس نتيجهء مطالب گذشته اين شد كه هر كس در دار دنيا مرتكب مثقال ذرهاى از عمل نيك و يا عمل بد شد ، اثر آن عمل را در صحيفهء ذات خود و يا در صحيفهاى اعلى و اشرف از ذات خويش مشاهده خواهد نمود ، و همين عبارت است از نشر صحيفه و بسط كتاب اعمال ؛ و چون هنگام آن رسيد كه چشم وى بر صورت ذات خويش بيفتد و آن ، هنگام كشف حجاب بدن و رفع شواغلى است كه از ناحيهء حواس ظاهرى وارد در ذات و نفس او مىشد بدانگونه كه در آيهء شريفهء
« وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ »
« 4 » در آن هنگام به صفحهء باطن خود و صحيفهء قلب خويش ( كه محل انتقاش صور اعمال و افعال او است ) متوجه ميگردد ( و نتيجه و حاصل آنها را در ذات خويش مشاهده مىكند ) . پس هر كس كه در دار دنيا از ذات خويش و محاسبهء باطن خود غافل ماند ، هنگام رفع حجاب و مشاهده صور اعمال در نفس خويش مىگويد
« ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً »
( اين كتاب چيست كه صغيره و كبيرهاى را فرو نگذاشته و همه را برشمارده ، و نتيجهء كردار خود را حاضر يابند و پروردگار تو بر احدى ظلم نمىكند ) . « 5 » و بايد دانست كه علت و منشأ اين امر چنان كه قبلا گفته شد اين است كه دار آخرت دار حيات و ادراك است ، همانطور كه خداى متعال در قرآن مجيد مىفرمايد
« وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ »
( حيات واقعى در سراى آخرت است ) « 6 » و مواد و عناصر سازندهء ابدان اشخاص اخروى همان تأملات فكريه ( دربارهء بعضى از اشخاص ) و تصورات وهميه ( دربارهء برخى ديگر ) است كه بر همين اساس ، اخلاق و نيات ( خوب و بد ) اشخاص ( به صورى مناسب با آنها ) تجسم مىيابند و به مضمون آيه شريفهء
« يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ »
« 7 » سراير و ضماير افراد و اشخاص آشكار مىگردند ؛ چنان كه اعمال و افعال در دار دنيا ( به سبب تعلق نفس به بدن )
هامش
( 1 ) فصلت / 30 .
( 2 ) شعرا / 222 .
( 3 ) زخرف / 36 .
( 4 ) تكوير / 10 .
( 5 ) كهف / 50 .
( 6 ) عنكبوت / 65 .
( 7 ) طارق / 9 .