ماسوى سلب مىگردد ) سپس نفخهء ديگرى در عالم وجود دميده مىشود ( و اين نفخه به مضمون آيهء شريفهء )
« فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ »
« 1 » ( نفخهء حيات بخش و زنده كنندهاى است كه كليهء ماسوى دوباره زنده مىشوند ) .
پس هنگامى كه اين صور ( يعنى صور طبيعيه به وسيلهء استعدادات موجود در مواد ) آماده و مهياى افاضه شدند ( و مادهء بدن بدين صورت متصور گرديد ) فتيلهء استعداد موجود در صورت عينا مانند حشيش و گياه خشكيدهاى است كه به اندك شعلهاى مشتعل مىگردد ؛ و اين استعداد عبارت است از استعداد براى قبول ارواح و نفوس ناطقه ، نظير استعداد حشيش به سبب عنصر نارى كامن در ذات او براى قبول اشتعال .
و صور برزخيه ( كه پس از مرگ قائم مقام صور طبيعيهاند ) مانند چراغى مىباشند كه به وسيلهء ارواح و نفوس ناطقهء كامن در آنها مشتعل مىگردند ( همانطور كه چراغ به علت داشتن روغن و مادهء دهنى آغشته به فتيله مشتعل مىگردد ) .
پس اسرافيل يعنى ملك متصدى احيا در آغاز امر نفخهاى مىدمد و آن نفخه بر صور طبيعيه مرور مىكند و آنها را خاموش مىكند ؛ و سپس نفخهء ديگرى مىدمد و اين نفخهء دوم بر صورى كه مستعد اشتعالند ( به نام صور برزخيه ) مرور مىكند تا بدين وسيله نشأهء دوم يعنى نشأهء اخروى برپا شود و اين صور برزخيه به وسيلهء ارواح و نفوس ناطقه ( كامن در ذات و جوهر آنها ) مجددا مشتعل گردند ، همانطور كه آيهء شريفهء
« فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ »
« 2 » حكايت مىكند .
پس صور برزخيه بدين گونه كه گفتيم در عرصهء محشر زنده مىشوند و در مقابل حق قيام مىكنند و بدان چه كه حق مىخواهد و مىداند تكلم مىكنند . پس بعضى از اشخاص كسانى هستند كه مىگويند « الحمد للّه » و برخى ديگر آنانند كه مىگويند
« مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا »
( چه كسى ما را از خوابگاهمان برانگيخت ) « 3 » و برخى ديگر آنانند كه مىگويند الحمد للّه الذى احيانا بعد ما اماتنا و اليه النشور » ( شكر بر كسى كه بعد از ميراندن ما ، ما را زنده كرد و حشر و نشر در پيشگاه او است ) .
حكمت مشرقيه
نفخه بر دو قسم است يكى نفخهاى كه آتش را خاموش مىكند و ديگرى نفخهاى كه آتش را برافروخته و مشتعل مىسازد . پس وجود نفس و بقاى آن ، از ناحيهء نفس رحمانى و نفخهء الهى است و آن عبارت است از انبساط فيض وجود و وزش امواج هستى از وزش گاه روايح وجود ، چنان كه زوال و فناى نفس عبارت است از انقباض و انعطاف امواج فيوضات الهيه و در پشت اين پرده سر ديگرى از اسرار نهانى است ( كه از آن مفهوم آيهء شريفهء
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
« 4 » و معنى اسم باسط و قابض و دوران دايرهء وجود بر مركز قدرت مطلقهء عالم و دوام و ازليت و ابديت تجليات الهيه در سر تا سر عالم و ظهور وى در جميع مظاهر غيب و شهود و برترى انسان بر ساير آيات الهى معلوم مىگردد ) .
هامش
( 1 ) زمر / 68 .
( 2 ) همان .
( 3 ) يس / 52 .
( 4 ) بقره / 156 .