ا
ائمه سبعه -
اسما و صفات اصليه ذات حق را ائمه سبعه مىنامند كه اسما و صفات ديگر مترتب و متفرع بر آنها است و آنها عبارتند از حيات ، علم ، قدرت ارادت ، سمع ، بصر و كلام « 1 » .
ابد -
ابد يعنى هميشه و ابدى يعنى هميشگى . ابد عبارت از زمان غيرمتناهى است در طرف آينده و ابدى يعنى آن چه هميشگى بوده و فناناپذير است و ابديات عقول مجردهاند . « 2 »
ابداع -
هر موجودى كه وجودش مسبوق به ماده و حركت نباشد وجودش بر سبيل ابداع است .
ابداع در مقابل تكوين است و عبارت از تأسيس ماليس بشىء است .
و بالجمله صدور معلول از علت اول كه صدور و معلوليت آن از جهت مجرد فاعليت آن است بدون مشاركت جهت قابليت معلول و افاضه وجود است بر ممكنات و ايجاد شىء غير مسبوق به مادت و مدت است « اصل الابداع هوجود البارى و فيضه » و بلكه وجود عالم بر نحو وجود جمعى و جملى رشح فيض و مبدع ذات بارى تعالى است كه « انه ابدع الاشياء على الترتيب من العقل منتهية الى الهيولى . » « 3 »
ابدان اخروى -
در تحت عنوان كلمهء معاد و معاد جسمانى بيان خواهد شد كه صدرا گويد :
حشر اجساد به اين معنى كه انسان مادى جسمانى با همين جسد دنيوى كه مركب از ماده و صورت است و در معرض تحول و تغيير و تبدل و تبديل است و متمكن در مكان و واقع در زمان بوده و او را عوارض و لواحق جسميه و بالأخره محدود به حدود است محشور در آخرت نمىباشد .
بلكه ارواح و نفوس انسانى در ابدان ديگرى كه آنها را ابدان اخروى ناميدهاند محشور مىشوند او ميان ابدان دنيوى و اخروى فروقى مىگذارد كه از جمله آن كه :
تمام اجساد و ابدان در آخرت صاحب روح و حيات مىباشند در صورتى كه اجساد دنيوى بعضى ذوروح و حياتند و بعضى داراى حيات و شعور نمىباشند .
و ديگر آن كه اجساد اخروى حى بالذاتاند و ابدان و اجساد دنيوى را حيات عارض و زايد
هامش
( 1 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 194 .
( 2 ) همان ، ص 239 .
( 3 ) همان ، صص 46 ، 187 و اسفار ، ج 1 ، سفر 3 ، ص 300 و ج 2 ، سفر 2 ، ص 205 .