ط
طاير -
ملا صدرا گويد منظور از كلمهء طاير در آيه
« قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ »
شآمت و شومى است يعنى بدى و شومى شما باسما است كه عبارت از كفر باشد يعنى شومى و بدى تو و يا اسباب شومى و بدى تو كه كفر و گناه باشد همراه شما است زيرا رأس شقاوت ابدى كفر است با انكار . بعد از آن اعمال قبيح و معاصى است . و رئيس سعادات ابدى ايمان حقيقى است زيرا نوعى از علم يقين به امور الهيه است كه احوال مبدأ و معاد است . « 1 »
طبايع اسطقسيه -
طبايع اسطقسيه در مقابل طبايع فلكيه بوده و مراد طبايع عنصريه است . « 2 »
طبايع جرميه -
مراد از طبايع جرميه هويات متجدده و صور نوعيهء طبيعيه است . « 3 »
طباع عامهء متكرره -
معانى و امور عامه را مانند وحدت ، شيئيت ، وجود و لزوم و به طور كلى معانى مصدرى اشيايى كه بر حسب اعتبار معتبر متكرر مىشوند در عقل و ذهن طبايع عامهء متكرره مىنامند و طبايع عقليه هم گويند و طبايع كليه هم نامند . « 4 »
طبايع عقلى -
ملا صدرا از كليات به اعتبار اينكه كلى در ذهن وجود دارد طبايع عقلى ياد كرده است . « 5 »
طبايع كليه -
مفاهيم عقلى و ذهنى را كه وجود خارجى ندارند طبايع كليه ناميده است و گاه با وصف عقلى آورده و گويد : طبايع كليهء عقليه و اين بدان معنى نيست كه طبايع كليهء خارجى هم باشد ، زيرا موطن كليات ذهن است و نه عين .
طبايع نوعيه -
صورت جسميه در تمام اجسام يكسان است حكما گويند هر نوعى از انواع اجسام را معنى ديگرى است به جز امتداد و قبول ابعاد . ان امرى است كه به وسيله آن هر نوعى از نوع ديگر ممتاز مىشود كه صورت نوعيه به اين عتبار گويند ، آن صورت محصل و مقوّم نوعى است و هر نوعى را صورتى است به جز آن نوع ديگر ، صورت نوعيه عبارت از منشأيت آثار هر نوع است و مبدأ حركات و سكنات ذاتى هر نوع است كه قوى و طبايع نوعيه هم ناميدهاند و نيز كمالات هر نوع هم نامند . و بديهى است كه هر نوعى آثارى دارد كه نوع ديگر ندارد و اين آثار مربوط به جسميت
هامش
( 1 ) تفسير سورهء يس ، ص 54 .
( 2 ) اسفار ، ج 3 ، ص 131 .
( 3 ) همان ، صص 132 - 133 .
( 4 ) همان ، ج 1 ، ص 294 و ج 2 ، ص 24 .
( 5 ) همان ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 247 .