حقاند . « 1 »
خشونت -
خشونت و صلابت اولين از كيفيات محسوسه ملموسهاند و از كيفيات استعداديهاند . « 2 »
خطابات قرآن -
اوامر و نواهى قرآن .
ملا صدرا مىگويد خطابات قرآن كريم را تنها احباء اللَّه مىدانند و اصولا ويژه آنها و متألههان است و نه مربوط به بيگانگان و آنان كه از خدا بيگانهاند و يا روح انكار دارند . « 3 »
خفيف -
خفت و ثقل از كيفيات محسوسه ملموسهاند و حفيف در برابر ثقيل نيز از كيفيات است .
ثقل عبارت از قوت طبيعى است كه به وسيله آن جسم متحرك مىشود بالطبع به سوى وسط و خفت عبارت از قوهء طبيعيّهاى است كه جسم به وسيلهء آن بالطبع از وسط حركت مىكند و منظور از وسط نفس مركز نيست بلكه محلى كه مركز ثقل آن منطبق باشد با مركز عالم هنگامى كه در آن موضع باشد و مركز ثقل عبارت از نقطهاى است كه ثقل را در همهء جوانب متعادل مىكند يعنى ثقل هر طرف مساوى با ثقل آن طرف خواهد بود . « 4 »
خلأ -
خلأ يعنى خالى در مقابل ملأ يعنى پر .
اين مسأله نيز يكى از مسائل مهم مورد بحث و توجه فلاسفه است كه هم از لحاظ ماهوى و هم وجودى مورد نظر و دقت آنها قرار گرفته است .
از لحاظ ماهوى بعضى گفتهاند خلأ عبارت از بعد موهوم است ممتد در جهات و صالح براى آنكه چيزى شاغل آن شود و فواصل ميان اجسام را خلأ مىدانند .
صدرا بعد از بيان آرا و عقايد و دلايل قايلين به خلأ خود منكر خلأ بوده و گويد : تمام جهان ملأ است و محال است كه خلأ موجود باشد و دلايل و براهينى چند ايراد كرده است .
كسانى كه قايل به خلأ هستند ناچار قايل به تعدد عوالم جسمانىاند و كسانى كه منكر وجود خلأ هستند فروعى بر آن مترتب كردهاند كه يكى از آن فروع موجود نبودن دو عالم جسمانى است .
بعضى وجود خلأ را در داخل عالم جسمانى ممكن مىدانند و لكن گويند خارج از محيط دائرهء فلك الافلاك ممكن نيست خلائى باشد مكان . « 5 »
خلافت -
اصطلاح خلافت و خليفه در معنى فلسفى و ذوقى مأخوذ از قرآن مجيد است و آن مقام انسان كامل است آدم ابو البشر از جنس آدميان نخستين خليفهء خدا بر روى زمين بود يا خليفه كسانى كه ساكن زمين بودند . « 6 » و نظير ذلك في الطبيعة : إن النفس متوسطة بين العقل و الطبيعة ، و هي متوسطة ، بينها و بين الروح البخاري ، المتوسط بين القوى الطبيعيّة و بين الأعصاب و الغضاريف و هي بينها و بين الأعضاء و الأمشاج .
و المراد هيهنا آدم ( ع ) لأنّه خليفة اللَّه في أرضه ، او خليفة من سكن الأرض قبله ، او هو و ذريّته ، لأنّهم يخلفون من قبلهم ؛ و إفراد اللفظ إمّا للاستغناء بذكره عن ذكر بنيه - كما استغني عن ذكر أبى القبيلة عن ذكرهم في قولهم : « مضرّ و
هامش
( 1 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 282 .
( 2 ) اسفار ، ج 4 ، ص 84 .
( 3 ) مفاتيح الغيب ، ص 11 .
( 4 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 2 ، ص 77 .
( 5 ) همان ، ج 4 ، صص 34 ، 48 .
( 6 ) مفاتيح الغيب ، ص 301 .