تشكيك است بنابر مشهور و او را حصص مختلفهاى است به كمال و نقص و اكمل آن حصص حصهاى است كه عين وجود حقيقى است و باقى حصص متنازلاند در مراتب كمال ، مراد صدرا از حصص در اينجا وجودات خاصه است و الا حصص به معناى مشهور نزد صدرا مانند مفهوم عام اعتبارى وجود از امور زايدهاى بر وجودند و از اعتبارات عقلىاند و آن چه متحقق است وجودات خاصه است .
حصول -
( ف ) . وجود . حاصل شدن .
در مقام تعريف وجود فلاسفه گويند حصول مساوى با وجود است . و در تعريف وجود از كلمات حصول و ثبوت نتوان استفاده كرد چون تعريف شىء به نفسه بود ، حصول در ذهن . يعنى وجود ذهنى ، حصول در عين يعنى وجود خارجى . مراتب حصول يعنى مراتب وجود . وجود .
حفظ -
صدرا در مقام بيان معنى حفظ گويد هر گاه صورتهايى در عقل حاصل شوند و متأكد گردند و مستحكم شوند به نحوى كه اگر زائل شوند قوت عاقله را امكان استرجاع آنها باشد اين حالت را حفظ نامند و نسبت حفظ به ادراك نسبت فعل است به قبول و مبدأ حفظ مغاير مبدأ قبول است . « 1 » حافظ .
حق -
كلمهء حق به معنى وجوب و لزوم ، شايسته ، ثبوت ، گفتار درست ، ضد باطل ، يقين ، عدل ، موجود ، حظ ، مال و ملك ، دورانديشى ، موت و غيره آمده است و به معناى قضيهاى كه مطابق با واقع و نفس الامر است و وجود در عين و دائم و وجود واجب را نيز اراده كردهاند و بالجمله گاه وجود در اعيان است به طور مطلق و گاه وجود دائم است و گاه واجب لذاته است و گاه حال قول و عقد است از جهت مطابقت با واقع در اعيان .
مراد از حق اول ذات احديت است كه اشراقيان نور الانوار و صوفيه حقيقة الحقايق گويند . « 2 » مراد از حق مخلوق وجود منبسط است كه نفس رحمانى هم گويند .
حقيقت هر چيزى عبارت از وجود او است كه به واسطهء آن وجود آثار خاص و لوازم آن بر آن مترتب مىشود ، و وجود احق اشياء است كه صاحب حقيقت باشد زيرا غير از وجود به واسطهء وجود ذا حقيقت مىشود .
مراد از حقيقت وجود در كلمات صدرا امرى است كه مشوب با ماهيت و عدم نيست و محدود به حدى نيست و آن واجب الوجود است .
موجود از نظر صدرا يا حقيقت وجود است كه وجود صرف است و يا موجودات خاصه است كه قسم اول واجب است و قسم دوم ممكن . « 3 »
حقايق عقيله -
عالم عقول ، مدركات عقليه . « 4 »
حقد -
حقد يكى از كيفيات نفسانيه است و آن عبارت از كيفيتى است كه در موقع غضب پديد مىآيد و در موقع انتقام از خصم كه نه در نهايت دشوارى باشد و نه در نهايت سهولت
هامش
( 1 ) اسفار ، ج 8 ، ص 218 .
( 2 ) همان ، ج 1 ، صص 89 و ج 3 ، ص 257 و ج 6 ، صص 2 - 3 .
( 3 ) مشاعر ، صص 10 - 12 .
( 4 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 300 .