حُشِرَتْ »
سورهء تكوير ، آيهء 5 ) به اين نكته اشاره شده است و در حديث شريف
« يُحْشَرُ بعض الناس على صورة تحسن عندها القردة و الخنازير »
( بعضى از مردم به صورتى محشور مىگردند كه در مقايسهء با آنها ميمون و خوك زيبا هستند ) به اين مطلب تصريح گرديده است .
اشراق نهم : در بيان حشر بقيهء حيوانات قبلا بدين نكته اشاره كرديم كه از براى هر موجودى حشرى است و بازگشتى به جهان ديگرى . و گفتيم كه حشر هر چيزى و بازگشت آن به همان جايى است كه از آن جا آمده است .
پس هر كس دانست كه از كجا آمده خواهد دانست كه به كجا خواهد رفت . پس حشر اجساد به سوى اجساد است و حشر نفوس به سوى نفوس .
ما بين حكما در مورد حشر نفوس حيوانات در عالم آخرت اختلاف است و روايات و احاديث صادر در اين باب نيز مختلف و متفاوتند . به عقيدهء ما حق در اين مطلب اين است كه قابل به تفصيل بشويم . بدين معنى كه اگر در بعضى از حيوانات درجه و مرتبهاى ما فوق درجهء نفوس حساسه وجود داشته باشد ، كه آن درجه عبارت است از درجهء نفوس متخيل بالفعل ، يعنى نفسى كه مىتواند متصورات خويش را به خاطر بياورد ، بعيد نيست كه دربارهء اين نفوس معتقد بشويم به اينكه آنها به سوى بعضى از برازخ ، حشر و ارتقا يابند . و اما حشر نفوس حساسه يعنى نفوسى كه فقط داراى مرتبهء احساساند نه مرتبهء تخيل ، عينا مانند حشر قواى نفسانيه است ، زيرا حشر آن قوا در سراى آخرت به سوى رب النوع خويش و فرمانفرماى لشكريان خويش است كه مقصود نفس است . همانطور كه فيلسوف اول يعنى ارسطو در كتاب اثولوجيا بيان كرده است . و همچنين است نفوس نباتيه هنگامى كه از درختها قطع علاقه كنند .
همانطور كه در مباحث مربوط به صور مفارقه و حشر مقلدين و پيروان بدان جا كه پيشوايان آنان و مجتهدين محشور مىگردند به تفصيل بيان گرديد . نظير حشر قواى نفسانيه نفس ناطقه به سوى همان نفس ناطقه . و بدين نكته و نظير آن در آيهء شريفهء
« وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ »
( و لشكر سليمان از جن و انس و طير نزد او محشور شدند و فرا يكديگر آمدند - سورهء نمل ، آيهء 17 ) اشاره شده است . و نيز آيهء شريفهء
« وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ »
( و طير را مسخر گردانده كه با داود تسبيح مىگفتند و همه بازگردنده به سوى خداوند بودند - سورهء ص . آيهء 19 ) ناظر بر اين نكته است .
حصص وجود -
اين اصطلاح را ملا صدرا در بحث از وجود و اقسام آن به كار بردهاند و منظور از حصه و حصص افراد و فرد مقيد است و مثلا حصه در كلى و كليات همان افراد مقيد به كلىاند يا كلى مقيد به فرد ، مفهوم وجود مقيد به فرد حصه است و بالجمله حصه عبارت از طبيعت مقيد به قيد شخص است بنابر اينكه قيد خارج و اضافه داخل باشد . « 1 » در جاى ديگر ملا صدرا گويد :
حصص وجود عبارت از وجودات خاصّهء مضاف به وجود مطلق است به نحوى كه اضافه داخل و مضاف اليه خارج باشد .
صدرا گويد : وجود انتسابى مطلق مقول به
هامش
( 1 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 134 .