أل
هرگاه ألف و لام به اول اسم جمع اضافه شود ، بر جنس دلالت مىكند .
أل هرگاه بر اسم جنس داخل شود ، شامل همه افراد آن مىشود و اگر بر جمع داخل شود ، همهى جمعها را شامل مىشود . أل حرفى نه اسمى هرگاه بر جمع داخل شود ، مفيد عموم است چه سالم و چه مكسر باشد و نيز هرگاه بر اسم جمع مانند صحب و اسم جنس داخل شود ، مفيد عموم است .
ألفاظ الأمر :
الفاظى هستند كه در هنگام تلفظ بر طلب فعل دلالت مىكنند و صيغههاى امر ناميده مىشوند كه عبارتند از :
1 - افعال امر 2 - فعل مضارع مقرون به لام 3 - مصدر جانشين فعل 4 - اسم الفعلى كه به معناى امر باشد 5 - جملهى خبريهاى كه مراد از آن طلب باشد .
ألفاظ تعليل صريح :
صيغههايى كه در لغت مفيد تعليل هستند ، عبارتند از :
لام ، باء ، كى و إنّ .
ألفاظ عموم :
الفاظى هستند كه در لغت وضع شدهاند تا در هنگام اطلاق بر شمول و استغراق دلالت كنند و صيغههاى عموم ناميده مىشوند ، كه بر دو قسماند :
1 - الفاظى كه در ظاهر مفرد و در معنا بر عموم دلالت مىكنند . مانند كل ، جميع ، مفرد معرف به أل كه مفيد استغراق باشد ، مفرد معرف به اضافه ، جمع معرف به أل كه مفيد استغراق است ، جمع معرف به اضافه ، اسماء موصول ، اسماء شرط ، اسماء استفهام ، نكره در سياق نفى ، نكره در سياق نهى ، نكره در سياق شرط .
2 - الفاظى كه با صيغه و معنا بر عموم دلالت مىكنند و آن هرصيغهى جمعى است مانند رجال ، مسلمين .
ألفاظ نهى :
الفاظى هستند كه در هنگام اطلاق بر نهى دلالت مىكنند و صيغههاى نهى ناميده مىشوند . مانند فعل مضارع مجزوم مقرون به لاى ناهيه . صيغهى امر كه بر منع دلالت مىكند . مادهى حرم و حظر ، منع ، نهى و مشتقات آنها ، جملات خبرى كه مراد از آنها نهى است و به سبب وجود قرينهاى بر آن دلالت مىكند .
إلهام :
آنچه كه در دل انسان خطور مىكند و حجت نيست .