معقولات ثانيه :
آن است كه مابهازايى در خارج ندارند ، مانند نوع ، فصل و جنس كه بر موجودات حمل نمىشوند .
معقول المعنى :
حكمى كه معنا و مفهوم آن قابل فهم است و قابليت قياسكردن بر آن وجود دارد و گفتهاند : تعديه به حكم بدون معقوليت درست نيست ، يعنى آنچه كه معقول المعنى نيست قياس بر آن ممكن نيست ؛ چون قياس تعديهى حكم منصوص براى ديگرى است و آنچه كه معقول المعنى نيست ، امكان تعديهاش نيست ، مانند اوقات نمازهاى پنجگانه و ركوع و سجود .
معناى اسمى :
معنايى كه از نظر وجود و تصور مستقل است و بدون نسبت دادن ، ركنى از كلام است ، مانند مرد ، اسب .
معنى الخطاب :
اسمى است كه بر قياس شرعى اطلاق مىشود .
معنى العلة :
حكمتى كه مقصود از حكم است .
معنى المعنى :
معنايى كه مجتهد به واسطهى معناى ديگرى به آن مىرسد . مانند اين است كه مفهومى از سخنى فهميده شود ، سپس اين معنا به معنايى ديگرى منجر شود . مراد از آن علت العلة است .
مفتى :
در نزد اصوليان همان مجتهد يا فقيه است ، عالمى كه داراى ابزارهاى اجتهاد و شروط آن است و احكام شرعى را براى كسى كه از او بپرسد ، بيان مىكند .
مفتى ماجن :
مجتهدى كه روش و عادت او آموزش حيلههاى فقهى به مردم براى اسقاط برخى از احكام شرعى است .
مفسّر :
لفظى است كه بر حكم مراد از آن بهطور واضح دلالت مىكند در بيان نيازى به ديگرى ندارد و دلالت آن از نص واضحتر است و با اين دلالت احتمال تأويل يا تخصيص ندارد و اين لفظ تنها در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قابل نسخ بوده است . مانند
وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً
( توبه / 36 ) ، كه لفظ كافه مانع از تخصيص عامى است كه قبل از آن ذكر شده است يا « المستحاضة تتوضأ لكل صلاة » لكل صلاة مفسّر است ؛ چون بر معناى حكم مراد كه وجوب وضو بر مستحاضه در هنگام اداى نماز است ،