شمرده شود . مانند قول به حليّت نبيذ و نكاح متعه و چون اغلب به فسق خود عالم نيست ، بنابراين اصوليان در قبول روايت و شهادتش اختلاف دارند ، عدهاى او را مجازا فاسق ناميدهاند .
فائته :
نمازى كه وقت آن گذشته است .
برخى از اصوليان ظاهريه گفتهاند :
قضاى نمازهاى فائته جز با امر دومى از شارع جايز نيست و امر دومى جز براى شخص خوابيده و فراموشكار نيامده است پس بر كسى كه عمدا نماز را قضا كرده ، مطلقا قضايى نيست .
فتوى :
فتوى و فتيا ، پاسخ سؤالى است كه از مفتى دربارهى مسألهاى مىشود .
حكم شرعيى كه فقيه در پاسخ سؤال بيان مىكند ، ولى نه به گونهاى الزامى ، يعنى مكلف ملزم به التزام به فتواى مفتى نيست و مىتواند از مفتى ديگرى سؤال كند و به فتواى مفتى ديگرى عمل كند كه با فتواى مفتى اولى مخالف باشد ، مادامى مفتى دومى عالم و مجتهد باشد و شروط افتا را داشته باشد .
فحوى :
مطلق مفهوم ، فحواى كلام ، معنايى كه خارج از معناى اصلى آن فهميده مىشود .
فحوى الخطاب :
تنبيه الخطاب و مفهوم موافقه ناميده مىشود .
يكى از اقسام مفهوم موافق و مراد از آن اولى بودن مسكوتعنه به حكم از منطوق به سبب وجود معنا در آن است ، كه هركس آشنا به زبان باشد ، درك مىكند كه حكم در منطوق به خاطر اين معنا بوده است ، بدون اينكه نيازى به نظر و اجتهاد داشته باشد .
فحوى الخطاب ناميده شده است ؛ چون معناى لفظ را ظاهر مىكند ، همانگونه كه ادويه طعم غذا را ظاهر مىكنند ، مانند آيهى
فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما
( اسراء / 23 ) . از تحريم بدزبانى فهميده مىشود كه تحريم اذيت و آزار ( مسكوتعنه ) أولى و ارجح است .
فرض :
در لغت به معناى قطع ، تقدير ، توقيت و تأثير است . در نزد جمهور فرض و واجب مترادفند و مانند حتم و لازمند و فرقى در بين آنها نيست و مدلولشان يكى است و آن فعلى است كه شارع بهطور جزم و قطع انجام آن را طلب كرده است ، چه به طريق قطعى روايت شده باشد و چه به طريق ظنى .