تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
ويژگىهاى انسان است ، ولى قابليت انفكاك از انسان را دارد .

خبر :

كلامى كه احتمال صدق و كذب دارد ، خبر نزد محدثين بر حديث اطلاق مىشود و نيز اهل حديث آن را بر مرفوع ، موقوف و مقطوع اطلاق مىكنند و شامل روايات پيامبر و صحابه و تابعين مىشود . هرحديثى خبر است ، ولى هرخبرى حديث نيست و در بين آن‌ها عموم و خصوص است . فقهاى خراسان خبر را بر حديث مرفوع اطلاق مىكنند . خبر در اصطلاح علماى منطق بر قضيه اطلاق مىشود .

خبر متواتر :

خبرى است كه از سوى گروهى روايت شده كه احتمال تبانى آن‌ها در گفتن امر خلاف واقع ممكن نباشد و اين تنها در سه دوره‌ى اول ؛ يعنى عصر صحابه ، تابعين و تبع تابعين است و بايد از امر محسوسى خبر دهند يعنى مستند ( استناد ) آن‌ها حس ؛ يعنى سمع و مشاهده باشد ، نه دليل .

متواتر لفظى :

حديثى است كه در لفظ و معنا به حد تواتر رسيده باشد ، مانند حديث « من كذب علىّ متعمدا فليتبوأ مقعده من النار » كه جمعى از صحابه آن را روايت كرده و جمعى از تابعين از آنان و همين‌طور به صورت متواتر به ما رسيده است .

متواتر معنوى :

حديثى است كه از لحاظ معنا به حد تواتر رسيده باشد .

خبر مشهور :

آن است كه در هر طبقه‌اى سه نفر يا بيشتر آن را روايت كرده باشند و به حد تواتر نرسيده باشد . مستفيض نيز ناميده مىشود .

خبر واحد :

حديثى است كه يك نفر يا بيشتر روايت كرده باشند و به حد شهرت و تواتر نرسيده باشد .

خصم :

مذهب مخالف در رأى ، مانند قول اصوليان : مذهب الخصم كذا ، يعنى رأيى كه مخالف رأى آن‌ها در مسأله است و منظور خصومت مادى نيست بلكه معنوى است .

خصوص :

نقيض عموم . آن است كه لفظ شامل بعضى از افرادى باشد كه بر آن‌ها منطبق مىشود نه همه‌ى آن‌ها . اخراج بعضى از افرادى كه لفظ شامل آنها مىشود ، در خطابى كه متضمن عموم است ، متصور مىشود و به آن تخصيص عموم گفته مىشود ، ولى هر خطابى كه تصور معناى شمول در آن مىرود تخصيص داده نمىشود .
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 161 | جلال جلالى زاده