تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
5 - حقيقت لغوى : كلمه در معنايى كه در زبان براى آن وضع شده استعمال مىشود ، مثل لفظ اسد براى حيوان درنده .

حقيقت مرجوح :

هرگاه استعمال مجاز بر استعمال حقيقى غالب شود ، حقيقت مرجوح ناميده مىشود كه با مجاز راجح مساوى است . امام ابو حنيفه گفته است : به خاطر مراعات اصل قاعده ، حقيقت أولى و ارجح است ، ولى ابو يوسف گفته است : مجاز أولى و ارجح است .

حقيقت و مجاز :

اهل لغت و حنفيه و محققان شافعى و گروهى از معتزله گفته‌اند : لفظ هم‌زمان در معناى حقيقى و مجازى استعمال نمىشود .

حكايت :

استعمال كلمه با نقل آن از مكان اول به مكان ديگر با باقى ماندن وضع و صورت اوليه‌ى آن ، بدون اين‌كه حركت آن تغيير كند يا صيغه‌اش تبديل شود . حكم در لغت ، يعنى منع‌كردن . به قضا حكم گفته شده است ؛ چون شاكيان را از دشمنى منع مىكند همچنين يعنى چيزى را در جاى خود نهادن يا چيزى كه فرجامش نكوست و در اصطلاح نسبت دادن امرى به ديگرى از حيث ايجاب و سلب است .

حكم أصل :

حكم شرعى كه به وسيله‌ى كتاب يا سنت يا اجماع براى اصل ثابت شده باشد .

حكم شرعى :

خطاب خداوند كه به گونه‌ى اقتضا يا وضع به افعال مكلفان تعلق مىگيرد و بر دو قسم است : تكليفى و وضعى .

حكم تكليفى :

خطاب خداوند است كه به افعال مكلفين به گونه‌ى اقتضا يا تخيير تعلق مىگيرد . دليل تكليفى ناميدن آن بدين خاطر است كه در آن مشقت و زحمت است . ناميدن تخيير به عنوان تكليفى از روى تغليب ، تسامح و اصطلاح است و در اصطلاح مناقشه نيست . حكم تكليفى بر پنج قسم است : 1 - ايجاب ، كه تأثير آن در فعل مكلف وجوب و فعلى كه بدين‌گونه مطلوب است ، واجب مىباشد . 2 - ندب ، كه طلب غير جازم است ، تأثير آن در فعل مطلوب ، مندوب است . 3 - تحريم ، كه طلب ترك فعل به صورت جازم است ، تأثير آن در فعل ، حرمت و فعلى كه