وصف ، فقط وصف معتمد بر موصوف است يا علاوه برآن ، وصف غير معتمد بر موصوف نيز داخل در محل نزاع مىباشد .
نيز ر . ك : وصف غير معتمد بر موصوف .
خمينى ، روح الله ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 452 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 53 .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 127 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 313 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 123 - 122 ) .
وصف مفارق عبادت
وصف همراه با عبادت در بعض موارد وصف مفارق عبادت ، مقابل وصف ملازم عبادت بوده و به معناى وصفى است كه همواره همراه عبادت نيست بلكه گاهى همراه عبادت واقع مىشود و گاهى هم با غير عبادت تحقق پيدا مىكند ، مانند : غصبيت كه گاهى وصف نماز است مثل :
نماز در مكان غصبى و گاهى وصف غير نماز است .
در ميان اصوليون اين بحث وجود دارد كه اگر نهى به وصف مفارق عبادت تعلق گيرد موجب فساد آن عبادت مىشود يا خير ؛ مرحوم « آخوند » بين وصف مفارقى كه با عبادت اتحاد وجودى دارد ، مثل : غصبيت در حال نماز ، و وصف مفارقى كه فقط مقارنت وجودى با عبادت دارد ، مثل : نظر به اجنبيه در حال نماز ، تفصيل داده است ؛ به اين بيان كه اگر مقارنت وجودى مطرح باشد ، نهى به موصوف ( عبادت ) سرايت نمىكند ، ولى اگر اتحاد وجودى مطرح باشد ، بنا بر نظريه امتناع اجتماع امر و نهى ، نهى به موصوف ( عبادت ) سرايت كرده و موجب فساد آن مىشود ، ولى بنا بر نظريه جواز اجتماع امر و نهى ، به موصوف سرايت نكرده و عبادت فاسد نمىشود .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 208 و ( 223 - 222 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص ( 212 - 205 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص 272 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 133 .
وصف مقدر
وصف غير مصرّح در كلام وصف مقدر ، مقابل وصف صريح بوده و عبارت است از قيدى كه بر موصوف عارض مىشود و بهگونهاى موصوف را مقيد و توصيف مىنمايد كه به وضوح نمىتوان آن را دريافت ، بلكه بايد با تأمل و از قرائن و شواهد آن را به دست آورد ؛ براى مثال ، در حديث شريف : « لأن يمتلى بطن الرجل قيحا خير من ان يمتلى شعرا » ، امتلاء بطن كنايه از شعر كثير است . طبق اين برداشت ، منظور از شاعر مذموم كسى است كه زياد با شعر سر و كار دارد و اگر كم شعر حفظ مىكند و يا مىسرايد ، اين حديث او را مذمت نمىكند ؛ اما اين معنا بهطور صريح از اين روايت استفاده نمىشود .
در اينكه وصف مقدر نيز مانند وصف صريح ، در بحث مفهوم وصف داخل است يا نه اختلاف وجود دارد . « 1 »
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 178 .
وصف ملازم عبادت
وصف غير قابل انفكاك از عبادت وصف ملازم عبادت ، مقابل وصف مفارق عبادت ، و به معناى وصفى از اوصاف عبادت است كه انفكاك بين آن وصف و موصوفش امكان ندارد ، يعنى وصف ، وجودى جداى از وجود موصوف ندارد ، مثل : جهر و اخفات نسبت به قرائت نماز كه ممكن نيست در غير قرائت تحقق پيدا كند .
بنابراين ، در نمازهاى اخفاتى كه از جهر به قرائت نهى شده است ، جهر از اوصاف ملازم قرائت است ، زيرا مىتوان گفت قرائت يا به جهر است يا به اخفات ، و نمىتوان گفت جهر يا با قرائت است يا بدون قرائت ، زيرا جهر ( آشكارى جوهره صوت در هنگام قرائت ) بدون قرائت رخ نمىدهد .
نكته :
در بحث از اينكه آيا نهى از عبادت اقتضاى فساد آن را دارد يا نه ، گفتهاند : نهى از عبادت اقسامى دارد ، زيرا نهى يا به مجموع عبادت يا به جزء يا به شرط يا به وصف ملازم و يا به وصف مقارن آن تعلق مىگيرد . آنگاه حكم هريك را به تنهايى بررسى نمودهاند . « 1 * »
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص ( 273 - 272 ) .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 133 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 223 - 222 ) .
وصف مناسب
ر . ك : مناسب
وصف مناسب مرسل
ر . ك : مناسب مرسل
وصف مناسب معتبر
ر . ك : مناسب معتبر
وصف مناسب ملايم
ر . ك : مناسب ملائم
وصف مناسب ملغى
ر . ك : مناسب ملغى
هامش
( 1 ) . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 151 .
( 1 * ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص ( 210 - 204 ) .