وجوب بدلى
وجوب شىء داراى جانشين در عرض خود وجوب بدلى ، در جايى است كه متعلق وجوب عقلا و يا شرعا بدل و جانشينى دارد كه در عرض يكديگر مىباشند ، مانند :
وجوب غسل كه در خارج از نظر عقلى مىتواند در ضمن هريكى از افراد ماهيت آن امتثال شود ، و يا مانند : وجوب خصال كفاره ، كه مكلف شرعا مخير است وجوب را در ضمن آزادى يك بنده يا اطعام شصت فقير و يا شصت روز روزه ارائه نمايد ، و هريك مىتواند جانشين ديگرى شود ، بهطورى كه هرگاه وجوب در ضمن يكى از آنها آورده شد ، لازم نيست در ضمن فردى ديگر صورت پذيرد .
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 361 .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 394 .
وجوب تبعى
وجوب مستفاد از دلالت غير مطابقى خطاب شرعى وجوب تبعى ، مقابل وجوب اصلى ، وجوبى است كه بهطور مستقل مورد اراده مولا قرار نگرفته و خطاب جداگانهاى نيز براى آن صادر نشده ، بلكه دستور او بر وجوب ، به صورت دلالت غير مطابقى صورت مىگيرد . بنابراين ، در صورتى كه جملهاى براى بيان مقصود اصلى متكلم گفته شود ، اما لازمه آن دلالت بر وجوب چيزى ديگر باشد ، آن وجوب را تبعى گويند ؛ براى مثال ، وقتى مولا مىگويد : « اشتر اللحم » ، مقصود اصلى او اين است كه گوشت خريده شود ، اما اين كلام او به تبع ، بر وجوب رفتن به بازار براى خريدن گوشت دلالت مىكند .
و يا وقتى دليلى مىگويد : سفر بيش از چهار فرسخ سبب قصر نماز مىشود ، به ملازمه فهميده مىشود كه روزه نيز بر اين شخص واجب نيست ، زيرا بين قصر نماز و عدم وجوب روزه ملازمه است .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 332 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 2 ، ص 352 .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 281 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 152 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 94 - 93 ) .
ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 366 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 196 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 369 .
وجوب تخييرى
وجوب متعلق به چند فعل با مطلوبيت يكى از آنها به صورت اختيارى وجوب تخييرى ، مقابل وجوب تعيينى بوده و عبارت است از وجوبى كه مطلوب آن ، يكى از دو يا چند چيز شمرده شده ، به گونهاى كه هريك مىتواند بدل و جانشين ديگرى قرار گيرد ؛ به بيان ديگر ، در وجوب تخييرى ، فرد مشخصى در نظر نيست ، بلكه يكى از دو يا چند چيز ، بهطور بدليت مطلوب است ، مانند : كفاره روزه ماه رمضان براى كسى كه بدون عذر روزه را افطار كند ، كه يا بايد بندهاى را آزاد نمايد ، يا شصت مسكين را اطعام كند و يا شصت روز روزه بگيرد ، و اگر هريك از اين سه مورد را انجام دهد به وظيفه خود عمل كرده است .
نكته :
ميان اصولىها درباره حقيقت و ماهيت وجوب تخييرى ديدگاههاى مختلفى ، به شرح زير ، وجود دارد :
1 . وجوب تخييرى ، در جايى است كه امر ، به يكى از دو يا چند چيز تعلق گرفته باشد و نتوان تمام آنها را ترك كرد بلكه ترك هريك در صورتى مجاز است كه بدل آن آورده شود ؛
2 . وجوب تخييرى ، وجوبى است كه بر فرد نامعينى از افراد خارجى تعلق گرفته است ، ازاينرو در جايى كه تخيير بين دو طرف باشد يكى از آن دو ، بدون اينكه معين شود واجب است ؛
3 . وجوب تخييرى ، وجوبى است كه كل افراد و تمامى اطراف آن واجب مىباشد ، اما وقتى مكلف يكى از آنها را انجام دهد ، وجوب بقيه از وى برداشته مىشود ؛
4 . وجوب تخييرى ، وجوبى است كه به يكى از افراد خارجى تعلق گرفته است كه در نزد خداى متعال معين است ، اما براى مكلف مشخص نيست . « 1 »
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 94 .
رشاد ، محمد ، اصول فقه ، ص 88 .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 282 .
خمينى ، روح الله ، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية ، ج 2 ، ص 151 .
خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 51 .
سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 4 ، ص 529 .
مطهرى ، مرتضى ، آشنايى با علوم اسلامى ، ج 3 ، ص 72 .
ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 367 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 169 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص ( 311 - 310 ) و 313 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص ( 494 - 493 ) .
وجوب ترتبى
وجوب مترتب بر عصيان وجوب اهمّ وجوب ترتبى ، يعنى وجوب مهمى كه مترتب بر عصيان وجوب اهم مىباشد ؛ براى مثال ، مولا دو امر دارد : يكى « صلّ » و ديگرى « ازل النجاسة عن المسجد » ، « صلّ » در صورت وسعت وقت ، واجب مهم ، و زدودن نجاست از مسجد ، واجب اهمّ
هامش
( 1 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 174 .