گرفته كه ) حكم به صورت مبهم مطرح بشود و اجمالگويى كند ؛ يعنى مطلبى را به روشنى و به صراحت بيان نكند ؛ به بيان ديگر ، شرايط و مقتضى براى اجمالگويى وجود دارد و متكلم با توجه به آنها كلامى را سربسته و پوشيده بيان مىكند ، مانند سخن عقيل كه گفت : « امرنى معاوية ان أسبّ عليّا ألا فالعنوه » كه ضمير در « فالعنوه » به معاويه برمىگردد ، و عقيل با زيركى آن را به صورت پوشيده و اجمال ابراز نمود .
نكته :
اهمال و اجمال در مراد استعمالى مطرح است نه مراد جدى ، و هر دو در اين مشترك هستند كه مولا در مقام بيان مراد استعمالى نيست ، اما در اجمال ، غرض مولا به اين تعلق گرفته كه حكم به صورت پوشيده گفته شود ، و اهمال يعنى « عدم تعلق غرض » نه به بيان تمام مراد و نه به بيان به صورت اجمال و ابهام .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 9 ، ص 82 .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 178 .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 244 و 247 .
مقام افتا
ر . ك : منصب افتا
مقام امتثال
ر . ك : مرحله امتثال
مقام اهمال
موارد وجود شرايط و مقتضى براى مهمل گذاشتن مقصود مقام اهمال ، به موقعيت و شرايطى گفته مىشود كه متكلم ، كلامى را با توجه به آن ، مهمل القا مىكند ؛ به بيان ديگر ، در موردى كه نه براى اجمالگويى و نه براى تبيين كلام مصلحت وجود ندارد متكلم كلامش را مهمل مىگذارد ؛ اين موقعيت و مقام را مقام اهمال مىگويند .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 90 .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 178 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 9 ، ص 82 .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 244 و 247 .
مقام بيان
اراده داشتن متكلم بر بيان يك مطلب خاص مقام بيان ، از مقدمات حكمت بوده و به اين معنا است كه متكلم ، قصد هزل ، اهمال و يا اجمالگويى نداشته و غافل نيز نيست . در مقام بيان بودن متكلم به دو صورت است :
1 . متكلم در مقام بيان اصل حكم و يا تشريع آن بوده و قصد بيان خصوصيات را ندارد ؛ در اين صورت نمىتوان نسبت به خصوصيات به اطلاق كلام او تمسك كرد . مثل اينكه در آيه شريفه آمده است :
لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ
« 1 » يا
أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ
« 2 » كه شارع مقدس درصدد بيان اصل تشريع حج و حليت بيع است و قصد بيان خصوصيات آنها را ندارد .
و مانند آيه :
فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ
« 3 » كه در مقام بيان اين است كه صيد سگ آموزش ديده حلال است و بنابراين ، از اين جهت اطلاق دارد ، اما از جهت خصوصيات اين صيد در مقام بيان نيست ، ازاينرو به اطلاق آن در جهت رفع جزء يا قيدى كه نسبت به دخالت آن در اين حكم شك وجود دارد ، نمىتوان تمسك كرد ؛ براى مثال ، نمىتوان به اطلاق امر به اكل ، در عدم لزوم تطهير محل دندان گرفتن سگ تربيتشده ، تمسك نمود .
2 . متكلم در مقام بيان خصوصيات و جزئيات حكم به منظور عمل نمودن مكلف است ، مانند اينكه شارع در مقام بيان كيفيت انجام نماز و بيان اجزاى آن باشد ؛ در اين صورت مىتوان به اطلاق كلام او تمسك كرد .
نكته :
مقصود از « مراد » در « مقام بيان تمام مراد » ، مراد استعمالى است نه مراد جدى .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 248 .
ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 335 .
فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 249 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 3 ، ص 417 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 287 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 549 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 9 ، ص ( 90 - 79 ) .
مقام تخاطب
وضعيت حاصل از مخاطب قرار دادن فرد يا افرادى توسط متكلم مقام تخاطب ، وضعيت و موقعيتى است كه از مورد خطاب قرار دادن شخص يا اشخاصى به وسيله متكلم پديد مىآيد ، كه در اين حالت ، متكلم در حال خطاب را « مخاطب » و طرف خطاب را « مخاطب » مىنامند .
مخاطب يا طرف خطاب ممكن است شخص خاصى باشد و ممكن است همه افراد باشند .
اصل در مقام تخاطب اين است كه متكلم عالم به وضع است و در مقام بيان تمام مراد خود ، جدى بوده و قصد شوخى ندارد و قرينهاى بر خلاف مراد خود اقامه نكرده است ، مگر اينكه خلاف آن اثبات شود .
نكته اول :
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) ، آيه 97 .
( 2 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 275 .
( 3 ) . مائدة ( 5 ) ، آيه 4 .