نيست ، خواه لفظ را متكلم غير ملتفت به كار گيرد ، كه به آن « اطلاق » گفته مىشود ، نه استعمال ، و يا اينكه لفظ را متكلم ملتفت هازل ( شوخىكننده ) به كار گيرد ، كه در اين استعمال ، متكلم فقط معناى استعمالى را اراده كرده و جدى نيست ؛ به عبارت ديگر ، دلالت تصورى و دلالت تصديقى اولى وجود دارد ، اما دلالت تصديقى ثانوى و مراد جدى وجود ندارد .
نكته :
تفاوت استعمال و اطلاق در اين است كه استعمال به كار گيرى لفظ به قصد خطور دادن معنا به ذهن مخاطب است و شخص غير ملتفت چنين قصدى ندارد ، و در اطلاق لفظ ، دلالت تصورى وجود دارد ، ولى دلالت تصديقى وجود ندارد .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص ( 208 - 207 ) .
معناى غير مقصود بالذات
ر . ك : معناى غير مقصود
معناى غيرى
ر . ك : معناى غير استقلالى
معناى كلمه امر
ر . ك : معانى ماده امر
معناى كلمه نهى
ر . ك : معانى ماده نهى
معناى كلى
ر . ك : معناى عام
معناى لغوى
معناى رايج نزد اهل لغت و داراى لفظ وضع شده معانى لغوى ، به معناهايى گفته مىشود كه ميان اهل لغت رواج دارد و الفاظى در مقابل آنها و براى دلالت بر آنها وضع گرديده است . اين معانى معمولا در كتابهاى لغت جمعآورى گرديده است .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 33 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، مباحث اصولى ، ص 175 .
معناى ماده امر
ر . ك : معانى ماده امر
معناى متخيل
صورتهاى جزئى بايگانى شده در قوّه خيال معناى متخيل ، آن صورت جزئى است كه به كمك حس ظاهر و حس باطن دريافت مىشود و در بايگانى نيروى خيال ذخيره مىگردد ، چه قوه خيال در آن تصرف كند و چه تصرف نكند ؛ براى مثال ، وقتى شخص منظره زيبايى را مىبيند و صورت آن از راه حس ظاهر به ذهن مىآيد ، به قوه خيال وارد و در آن بايگانى مىگردد ، اين نيرو توانايى دارد در آن تصرف نمايد و صورتهاى جديدى بسازد كه مطابق واقع نباشد ؛ مثلا دو تصوير دريا و جيوه را درهم آميزد و درياى جيوه را در خيال خود بسازد كه در خارج موجود نيست .
سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 3 ، ص 378 .
صدر الدين شيرازى ، محمد بن ابراهيم ، الحكمة المتعالية فى الاسفار الأربعة ، ج 4 ، ص 169 .
معناى مجازى
معناى غير موضوع له معناى مجازى ، از اقسام معانى الفاظ و مقابل معناى حقيقى بوده و عبارت است از معناى « غير موضوع له » لفظ ؛ به بيان ديگر ، معنايى است كه لفظ براى آن وضع نشده و به مناسبت و به كمك قرينه در آن به كار مىرود ، مثل : « رأيت اسدا فى الحمام » كه از اسد ، معناى مجازى آن ( رجل شجاع ) ، اراده شده است .
نكته :
بنا بر نظريه مجاز عقلى كه « سكاكى » آن را ارائه داده ، معناى مجازى از نوع موضوع له ادعايى است ؛ يعنى براى مثال ، در جمله « زيد اسد » ادعا مىشود كه زيد شير است ؛ بنابراين ، مجاز در نظر « سكاكى » استعمال لفظ در موضوع له ، همراه با يك ادعا است .
نيز ر . ك : مجاز .
تهانوى ، محمد اعلى بن على ، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، ج 1 ، ص 208 .
معناى محسوس
مفهوم جزئى دريافتشده از طريق حواس ظاهرى معناى محسوس ، معنايى است كه به كمك يكى از حواس ظاهرى دريافت شده و بهطور مستقيم از خارج به ذهن راه مىيابد ؛ به بيان ديگر ، به مفاهيم جزئى كه با حواس ظاهرى به ذهن وارد شده و از وجود يك نمونه خارجى از آن حكايت مىكند معناى محسوس مىگويند ، مانند صورتى كه از ديدن يك منظره زيبا به ذهن وارد مىشود ، يا مفهومى كه از شنيدن لفظى در ذهن ايجاد مىگردد .
خوانسارى ، محمد ، فرهنگ اصطلاحات منطقى ، ص 236 .
معناى مرّه و تكرار
بحث از معانى مرّه و تكرار ، و تعيين محلّ نزاع در اصول فقه معناى مرّه و تكرار ، از موضوعات بحث دلالت صيغه امر بر مره و تكرار است . در معناى مرّه و تكرار دو احتمال وجود دارد :
1 . مره و تكرار به معناى « فرد و افراد » است . « مره » يعنى