مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 229 .
سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 178 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 574 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 8 ، ص 226 .
خمينى ، روح الله ، الرسائل ، جزء 2 ، ص 91 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 783 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 518 .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 362 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 512 .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 7 ، ص 263 و 163 .
مرجح خارجى غير معتبر
مرجّح خارجى فاقد دليل شرعى بر اعتبار مرجح خارجى غير معتبر ، هر مرجح خارجى است كه يا نهى شارع به آن تعلق گرفته است ، مانند : قياس ، يا دستكم دليلى بر اعتبار آن نزد شارع وجود ندارد ، مانند : شهرت فتوايى و اجماع منقول .
ميان اصوليون بحث است كه آيا مرجح خارجى غير معتبر ، سبب ترجيح مىشود يا خير ؛ عدهاى معتقدند سبب ترجيح مىشود مشروط به آنكه در باب مرجحات ، نظريه تعدى از مرجحات منصوص به غير منصوص قبول گردد ، و افزون برآن ، مرجح خارجى غير معتبر ، از ظنونى مانند قياس نباشد كه از آن نهى شده است .
بنابراين ، اگر مضمون يكى از دو خبر متعارض ، با شهرت فتوايى موافق باشد و آن موافقت موجب شود انسان به صحت مضمون آن خبر ظن نوعى پيدا كند ، در اين صورت ، اين شهرت ، از مرجحات است و با آن مىتوان خبرى را كه موافق شهرت است بر خبر معارضش ترجيح داد .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص 299 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص ( 582 - 581 ) .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 523 - 522 ) .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص ( 817 - 814 ) .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 241 .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 7 ، ص 160 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، جزء 2 ، ص 209 .
مرجح خارجى معتبر
مرجح خارجى داراى دليل شرعى بر اعتبار مرجح خارجى معتبر ، مزيتى است كه نزد شارع براى اعتبار آن دليلى وجود دارد و مرجح بودن آن ، به وجود خبر يا روايت منوط نيست ، مانند : كتاب ، سنت و اصول عملى كه ادله معتبر شرعى بر آنها دلالت مىكند .
نكته :
مرحوم « شيخ انصارى » در كتاب « فرائد الاصول » ، مرجحات خارجى معتبر را به دو دسته تقسيم كرده است :
1 . مرجح خارجى معتبرى كه با يكى از دو خبر معاضد باشد ، مانند : كتاب و سنت قطعى ؛
2 . مرجح خارجى معتبرى كه با يكى از دو خبر معاضد نباشد ، مانند : اصول عملى . « 1 »
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 581 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 3 ، جزء 2 ، ص 209 .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 241 .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 7 ، ص 159 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص 299 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 524 .
مرجح خبرى
ر . ك : مرجحات سندى ( اعم )
مرجح روايى
ر . ك : مرجحات سندى ( اعم )
مرجح سندى ( اخص )
ر . ك : مرجح صدورى
مرجح شخصى
عامل اظهريت يكى از دو ظاهر متعارض ، به حسب قرائن شخصى مرجح شخصى ، از اقسام مرجحات باب ظواهر و مقابل مرجح نوعى و صنفى بوده و عبارت است از ، مرجحى كه برحسب قرائن شخصى و خصوصيات مقامى ، باعث اظهريت يكى از دو ظاهر متعارض مىگردد .
اين نوع از مرجحات ، ضابطهاى كلى ندارد تا تمام مصاديقش را پوشش دهد ، بلكه هر موردى ، ضابطه خاص خود را داشته و تشخيص آن به رأى فقيه بستگى دارد و چهبسا در يك جا عام ، اظهر از خاص ، مطلق ، اظهر از مقيد و يا مفهوم ، اظهر از منطوق باشد ؛ براى مثال ، در جمله « شيرى را ديدم كه تيراندازى مىكرد » ، كلمه « شير » در حيوان درنده و جمله « تيراندازى مىكرد « در مرد شجاع ظهور دارد ، و چون ظهور » تيراندازى كردن « اظهر از ظهور » شير » است ، از ظاهر شير و حيوان درنده دست برداشته و آن را بر مرد شجاع حمل مىكنند .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 241 .
رشتى ، حبيب الله بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 95 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 790 .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 7 ، ص 198 .
هامش
( 1 ) . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 814 .