متيقّن
متعلق يقين متيقّن ، به چيزى مىگويند كه يقين به آن تعلق مىگيرد ( متعلق يقين ) ، خواه حكم باشد يا موضوع ، امر وجودى باشد يا عدمى ، كلى باشد يا جزئى ، مانند : حيات زيد ، يا وجوب نماز جمعه در عصر حضور معصوم . عليه السّلام
نكته :
از جاهايى كه از متيقن سخن به ميان مىآيد ، بحث استصحاب و قاعده يقين است .
خمينى ، روح الله ، الرسائل ، جزء 1 ، ص 89 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 250 .
متيقّن اجمالى
ر . ك : معلوم اجمالى
متيقّن بالذات
صورت ذهنى شىء متعلق يقين متيقّن بالذات ، مقابل متيقّن بالعرض بوده و عبارت است از صورت ذهنى چيزى كه در خارج يقين به آن تعلق گرفته است ، و از آنجا كه صورت ذهنى ، اولا و بالذات متعلق يقين قرار مىگيرد و ثانيا و بالعرض يقين به وجود خارجى تعلق مىگيرد ، صورت ذهنى را متيقّن بالذات مىگويند ؛ براى مثال ، وقتى مكلف به طهارت چيزى يقين پيدا مىكند ، در اين حالت ، صورت ذهنى طهارت را متيقّن بالذات و طهارت واقعى شىء در خارج را متيقّن بالعرض مىگويند .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 312 .
متيقّن بالعرض
وجود خارجى شىء متعلق يقين متيقن بالعرض ، مقابل متيقن بالذات بوده و عبارت است از وجود خارجى شيئى كه يقين به آن تعلق گرفته است ؛ براى مثال ، هرگاه نسبت به حيات زيد يقين حاصل شود ، به صورتى ( مفهومى ) كه از حيات زيد در ذهن مىآيد ، متيقن بالذات و به حيات زيد در عالم خارج ، متيقن بالعرض گفته مىشود .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 312 .
متيقن تفصيلى
ر . ك : معلوم تفصيلى
[ مثبتات ]
مثبتات استصحاب
ر . ك : مثبتات اصول .
مثبتات اصول
آثار شرعى مترتب بر اصول عملى به وساطت امرى عقلى يا عادى مثبتات اصول ، عبارت است از آثار شرعى با واسطه مؤداى اصول عملى ، در صورتى كه آن واسطه موضوعى عادى يا عقلى باشد ؛ براى نمونه ، در استصحاب اگر اثر شرعى بر مستصحب به واسطه موضوعى عادى يا عقلى بار شود به آن مستصحب مثبت گويند ؛ مثل اينكه زيد در دهسالگى به مسافرت رفته ، و الآن ده سال است كه از او خبرى نيست ؛ پدرش نذر مىكند اگر به صورت او مو روييده باشد ، مبلغى پول به فقير بدهد ، حال اگر از طريق استصحاب حيات ، زنده بودن او ثابت شود ، چون اثر عادى حيات او « روييدن مو بر صورت » است ، نمىتوان گفت اداى نذر بر شخص ناذر واجب است ، زيرا اثر شرعى بر مؤداى اصل ( مستصحب ) كه حيات زيد است ، مترتب نيست ، بلكه بر لازمه عادى آنكه « روييدن مو بر صورت » است بار گرديده و چون اصل مثبت است ، نذر كه مثبت آن است ثابت نمىشود .
نيز ر . ك : اصل مثبت .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 488 .
همان ، ج 3 ، ص 111 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 188 .
مثبتات وضع
ر . ك : علايم حقيقت
[ مجارى ]
مجارى احتياط
ر . ك : مجراى احتياط
مجارى استصحاب
ر . ك : مجراى استصحاب
مجارى اصول عملى
موارد صلاحيتدار براى جريان يافتن اصول عملى در آنها مراد از مجارى اصول عملى ، جاهايى است كه اصول عملى صلاحيت دارد در آنها به كار گرفته شود .
توضيح :
اصول عملى قواعدى است كه مجتهد پس از جستوجو از دليلى ( قطعى يا ظنى معتبر ) بر حكم شرعى و دست نيافتن به آن ، براى خروج از شك و تشخيص وظيفه خود ، در عمل به آنها تمسك مىكند . از آنجا كه اين اصول متعدد بوده و هريك در مورد خاص و با وجود شرايط خاصى به كار گرفته مىشود ، به جايى كه هريك از آنها ، در آنجا به كار گرفته مىشود « مجرا » مىگويند .
بهطور كلى ، مورد جريان اصول عملى در جايى است كه