مجازى دو مبنا وجود دارد كه برخى صحت استعمال را متوقف بر اجازه و ترخيص واضع با ملاحظه علاقات مذكور در علم بيان كه وضع نوعى دارند مىدانند « 2 » ، و بعضى ديگر ملاك صحت استعمال را پسنديدن طبع سليم و ذوق مستقيم انسان مىدانند ، چه اين علايق و مناسبتها از علايق منصوص باشد و چه نباشد .
ج ) ديدگاه مرحوم « محقق نايينى » اتحاد ذاتى ميان لفظ و معنا است . وى ملاك صحت استعمال را اتحاد لفظ و معنا مىداند ؛ به اين بيان كه لفظى كه براى بيان و رساندن معنا در خارج به كار گرفته مىشود با معنا مرتبط و فانى در آن است .
وى اين ارتباط را شديدتر از ارتباط جعلى مىداند .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 28 .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 92 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص ( 124 - 123 ) .
صحت اقتضايى
ر . ك : صحيح اقتضايى
صحت تصرف
قابليت صرف لفظ در صيغههاى مختلف ، ؛ از علايم استعمال حقيقى صحت تصرف ، از علايم حقيقت بوده و به اين معنا است كه اسمى داراى صيغههاى متفاوت مفرد ، جمع و تثنيه بوده و قابل صرف باشد ؛ بنابراين ، اگر در معناى اسم مفردى از نظر حقيقى و يا مجازى بودن ، ترديد شود ، اگر اين اسم مفرد در همان معنا داراى تثنيه و جمع باشد علامت اين است كه آن معنا ، معناى حقيقى براى آن اسم است .
محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 51 .
صحت تقييد
قابليت تقييد لفظ مستعمل در معناى مطلق ؛ از علايم استعمال حقيقى صحت تقييد ، از علايم حقيقت است و در جايى مطرح مىگردد كه لفظى در معناى مطلقى استعمال گرديده و ترديد شود كه اين استعمال حقيقى است يا مجازى ؛ در اينگونه موارد اگر تقييد آن لفظ صحيح باشد ، نشانه حقيقت بودن آن معنا در آن لفظ است ، مانند لفظ « رقبه » كه مطلق بوده و رقبه مؤمن و كافر را در بر مىگيرد و چون قابليت تقييد دارد ، اين صحت تقييد ، دليل بر حقيقت بودن آن است .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 39 .
صحت حمل
صحّت حمل لفظ بر يك معنا ؛ از علايم استعمال حقيقى يكى از نشانههاى حقيقت ، صحت حمل است ؛ به اين معنا كه هرگاه در حقيقى يا مجازى بودن معنايى براى لفظى ترديد به وجود آيد ، اگر حمل لفظ برآن معنا صحيح باشد و سلب آن صحيح نباشد ) نشان مىدهد كه استعمال اين لفظ در آن معنا ، حقيقى است ؛ مانند : استعمال لفظ « اسد » در حيوان درنده كه حمل حيوان درنده بر اسد صحيح و نشانه حقيقت است .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 116 - 115 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص ( 111 - 108 ) .
ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 227 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 34 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 33 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 65 .
صحت سلب
صحت سلب لفظ از يك معنا ؛ از علايم استعمال مجازى صحت سلب از علايم مجاز است ؛ به اين معنا كه هرگاه لفظى در معنايى استعمال شود و سلب معنا از آن لفظ صحيح باشد ، استعمال لفظ در آن معنا ، مجازى است ؛ براى مثال ، اگر لفظ « اسد » در رجل شجاع استعمال گردد و ترديد شود اين استعمال حقيقى است يا مجازى ، در صورتى كه بتوان آن معنا را از لفظ اسد سلب نمود ، مانند : « الرجل الشجاع ليس باسد » ، اين صحت سلب ، علامت مجازى بودن چنين استعمالى است .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 33 - 32 ) .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 115 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 34 .
ذهنى تهرانى ، محمد جواد ، تحرير الفصول ، ج 1 ، ص 107 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 65 .
صحت شأنى
ر . ك : صحيح اقتضايى
صحت فعلى
ر . ك : صحيح فعلى
صحت و فساد
تماميت و عدم تماميت اجزا و شرايط صحت ، در مقابل فساد و در لغت به معناى تماميت است . در علم اصول ، صحت به معناى دارا بودن تمام اجزا و شرايط و در مقابل فساد است كه به معناى دارا نبودن تمام اجزا و شرايط است كه سبب عدم ترتب آثار مطلوب از شىء مىباشد ؛ يعنى اگر چيزى صحيح باشد آثارى دارد ، ولى اگر فاسد شد آن آثار در خارج پديد نمىآيد .
اختلاف است كه آيا صحت و فساد از مجعولات تشريعى و احكام وضعى است ، مانند : زوجيت ، حريت و ملكيت ، و يا اين
هامش
( 2 و 1 ) . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص ( 31 - 30 ) .