1 . بين شرط و جزا بايد ملازمه عقلى باشد ؛ يعنى هرجا يكى از آن دو بود ، ديگرى هم بايد باشد از وجود يكى ، وجود ديگرى لازم آيد به بيان ديگر ، قضيه شرطيه ، لزوميه باشد نه اتفاقيه ؛
2 . تلازم و ارتباط ، از نوع سببى و مسببى باشد ؛ يعنى شرط ، علت براى جزا باشد ؛
3 . شرط ، علت منحصره براى جزا باشد .
بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 300 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 115 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ص 3 .
خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ص 373 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 150 .
حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 880 .
شرايط مكلف به
امور لازم در صحت امتثال يا صحت تعلّق امر به مكلّف به شرايط مكلف به ، امورى است كه وجود آنها در انجام صحيح مأمور به و سقوط امر آن دخالت دارد ، مانند : « طهارت » كه شرط صحت نماز است ، يا « غسل شب آينده مستحاضة » كه شرط صحت روزه روز گذشته او است و يا « قصد قربت » كه شرط صحت عبادات است .
در برخى از كتابهاى اصولى شرايطى براى « مكلف به » ذكر شده است كه به صحت تعلق امر به آن برمىگردد ، از جمله :
1 . مكلف به براى مكلّف معلوم باشد ؛
2 . مكلف به براى مكلّف مقدور باشد ؛
3 . مكلف به معدوم باشد ، و گرنه تحصيل حاصل مىشود ؛
4 . مكلف به مطلوب مولا و فعل يا ترك آن داراى مصلحت باشد .
نكته :
برخى از شرايط مكلف به فقط در انطباق عنوان مأمور به ، بر معنون آن دخالت دارد و آن در جايى است كه مأمور به از عناوين انتزاعى بوده كه وجودش وابسته به منشأ انتزاع است ؛ براى مثال ، اگر « صلات » را ماهيتى بسيط بدانيم كه از افعال و اذكار خاص خارجى انتزاع مىشود ، وضو شرط انتزاع اين عنوان بسيط از افعال و اذكار خاص محسوب مىشود ؛ « 1 » يعنى اگر كسى مشغول خواندن حمد و سوره و ساير اذكار نماز گردد و به ركوع و سجود برود و در همان حال ، روبهقبله و با وضو و طهارت باشد ، از مجموع اين اذكار ، افعال و شرايط ، عنوان صلات انتزاع مىشود .
نمله ، عبد الكريم بن على بن محمد ، المهذب فى علم اصول الفقه المقارن ، ج 1 ، ص 367 .
خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 336 .
شرايط منسوخ
امور مؤثر در نسخ منسوخ شرايط منسوخ ، به شرطهايى گفته مىشود كه در حقيقت منسوخ داخل نمىباشد ، ولى نسخ منسوخ به تحقق آنها بستگى دارد . اين شرايط عبارت است از :
1 . حكم منسوخ به زمان معينى محدود نباشد ، زيرا به برداشته شدن حكم بر اثر پايان يافتن زمان عمل به آن ، نسخ گفته نمىشود ؛
2 . منسوخ بايد حكم شرعى باشد ، نه عقلى ؛ بنابراين ، رفع حكمى كه با برائت عقلى ثابت شده ، نسخ ناميده نمىشود ؛
3 . مقتضى حكم ناسخ با مقتضى حكم منسوخ متفاوت باشد ؛
نكته :
نسخ منسوخ قبل از فرارسيدن زمان عمل به آن ، از ديدگاه برخى از اصولىها مانند مرحوم « سيد مرتضى » و « شيخ طوسى » جايز نمىباشد .
شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، ج 2 ، ص 100 .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 955 .
ابن عقيل ، على بن عقيل ، الواضح فى اصول الفقه ، ص 122 .
علم الهدى ، على بن حسين ، الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 416 .
جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 57 .
محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 167 .
شرايط ناسخ
امور لازم براى دليل ناسخ در تحقق نسخ شرايط ناسخ ، به ويژگىهايى گفته مىشود كه در حقيقت ناسخ داخل نمىباشد ، ولى تحقق نسخ به وسيله ناسخ به تحقق آنها بستگى دارد . اين امور عبارت است از :
1 . ناسخ به منسوخ متصل نباشد ، بلكه جداى از آن و در زمانى پس از زمان منسوخ صادر گرديده باشد ؛
2 . ناسخ از نظر قوّت و اعتبار ، يا مثل منسوخ باشد و يا اقواى از آن ؛
3 . مفاد حكم ناسخ غير از مفاد حكم منسوخ باشد ؛
4 . حكم ناسخ غايت نداشته باشد ؛
5 . حكم ناسخ از احكام شرعى باشد ، نه عقلى .
علم الهدى ، على بن حسين ، الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 416 .
شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، ص 101 .
محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 166 .
ابن عقيل ، على بن عقيل ، الواضح فى اصول الفقه ، ص 122 .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 956 .
شرايط نسخ
امور لازم در تحقق نسخ شرايط نسخ ، عبارت است از ويژگىهايى كه در حقيقت نسخ
هامش
( 1 ) . بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص ( 166 - 165 ) .