غافل و بىاختيار و يا از طريق ضبط صوت صادر شود ، باز هم دلالت تصورى براى لفظ وجود دارد .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 103 .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 448 و 529 .
همان ، ج 2 ، ص 91 .
سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 25 .
ملكى ، حبيب اللّه ، تلخيص الاصول ، ص 165 .
ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 205 .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 132 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 135 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 10 ، ص 221 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 96 .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 207 .
حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 589 .
دلالت تضمنى
دلالت لفظ بر جزء معناى موضوع له دلالت تضمنى ، از انواع دلالت لفظى و مقابل دلالت مطابقى و التزامى بوده و عبارت است از دلالت لفظ بر بخشى از معناى موضوع له خود ؛ به بيان ديگر ، دلالت لفظ بر جزء معناى خود را دلالت تضمنى مىنامند ، مانند : دلالت لفظ بيع بر تمليك ، درحالىكه بيع عبارت است از تمليك عين به عوض معلوم ، يا مانند :
دلالت انسان بر حيوان يا ناطق ، درحالىكه انسان به معناى حيوان ناطق است ، و يا مانند : دلالت لفظ كتاب بر صفحه و يا جلد آن .
خوانسارى ، محمد ، منطق صورى ، جزء 1 ، ص 60 .
نصير الدين طوسى ، محمد بن محمد ، اساس الاقتباس ، ص 7 .
سبزوارى ، هادى بن مهدى ، شرح المنظومة - منطق ، ص 104 .
قطب الدين رازى ، محمد بن محمد ، تحرير القواعد المنطقيّة فى شرح رسالة الشّمسيّة ، ص 29 .
ابن سينا ، حسين بن عبد اللّه ، اشارات و تنبيهات ، ص 139 .
ابن سينا ، حسين بن عبد اللّه ، الشفاء - المنطق ، ج 1 ، جزء 2 ، ص ( 44 - 43 ) .
علامه حلى ، حسن بن يوسف ، الجوهر النضيد ، ص 8 .
بهمنيار بن مرزبان ، التحصيل ، ص 13 .
ملا عبد اللّه بن حسين يزدى ، الحاشية ، ص 23 .
قطب الدين شيرازى ، محمود بن مسعود ، درة التاج ، منطق ، جزء 2 ، ص 15 .
مظفر ، محمد رضا ، المنطق ، ص 39 .
دلالت تطابقى
ر . ك : دلالت مطابقى
دلالت تنبيهى
دلالت سياقى مقصود متكلم و غير دخيل در صحت يا صدق كلام دلالت تنبيهى ، از اقسام دلالت سياقى بوده و عبارت است از دلالتى كه هنگام استعمال ، مراد و مقصود گوينده مىباشد ، ولى صحت و يا صدق كلام متوقف برآن نيست ، بلكه از سياق كلام گوينده به دست مىآيد كه وى آن را به عنوان لازم كلام خويش قصد نموده است .
مهمترين موارد كاربرد دلالت تنبيهى عبارت است از :
1 . در جايى كه متكلم ، لازمه عقلى و غرض اصلى كلام خود را قصد نمايد ، مانند اينكه با گفتن « من تشنه هستم » در خواست آوردن آب كند ؛
2 . در مواردى كه در پاسخ به پرسشى ، كلامى ذكر و در آن به نكتهاى اشاره شود كه آن نكته بر عليت ، يا شرطيت ، يا مانعيت يا جزئيت شىء براى حكم و يا عدم آن دلالت كند ، مانند آنكه مجتهدى در پاسخ به سؤالى پيرامون شك در تعداد ركعتهاى نماز دو ركعتى بگويد : « اعد الصلاة » كه از آن به دست مىآيد كه شك مذكور ، علت بطلان نماز است .
3 . در جايى كه متكلم در كلام خود دو فعل يا بيشتر مىآورد و در يك مورد ، متعلقات فعل را ذكر مىكند و با اين قرينه متعلقات افعال ديگر را نمىآورد ، اما از كنار هم قرار گرفتن اين افعال ، به دست مىآيد كه متكلم قصد كرده متعلقات فعل دوم نيز همان متعلقات فعل اول باشد ، مانند اينكه بگويد :
« وصلت الى النهر و شربت ، به جوى آب رسيدم و نوشيدم » كه به قرينه مقارنت اين دو فعل ، معلوم مىشود كه شرب ( نوشيدن ) نيز از آب همان جوى صورت گرفته است .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 133 .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 414 .
ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 206 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 291 .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 360 .
محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 68 .
رشاد ، محمد ، اصول فقه ، ص 132 .
دلالت جعلى
ر . ك : دلالت وضعى
دلالت حكايى
احضار معنا به وسيله شىء حكايتكننده از آن ، مثل لفظ دلالت حكايى ، مقابل دلالت ايجادى ، و به معناى ايجاد معناى مقصود ، در ذهن شنونده به واسطه امر ديگرى مانند لفظ مىباشد ؛ براى مثال ، لفظ « اسد » به كار مىرود تا معناى شير درنده در ذهن شنونده نقش ببندد ؛ به خلاف دلالت ايجادى كه متكلم خود شير درنده را جلوى چشمان مخاطب حاضر مىكند .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 143 .
خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص ( 111 - 110 ) .