موصوف ، به قصر صفت بر موصوف نيز تعبير شده است .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 141 .
فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ج 2 ، ص 247 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 272 .
حصر موصوف بر صفت
اختصاص موصوف به صفت معيّن و سلب ساير صفات از آن حصر موصوف بر صفت ، مقابل حصر صفت بر موصوف بوده و به اين معنا است كه موصوف از اين صفت تجاوز نمىكند ؛ يعنى موصوف اين صفت است و موصوف براى صفت ديگرى نيست ، هرچند ممكن است اين صفت براى موصوف ديگر هم ثابت باشد ؛ مانند : «
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ
» و «
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ *
» .
گاهى حصر موصوف بر صفت ، به صورت مجاز و مبالغه است ، مانند : « انما زيد عالم او مصلح » كه بهرغم وجود صفات ديگرى براى زيد ، متكلم مبالغه نموده و ادعا مىكند كه او هيچ صفتى غير از « عالم و مصلح بودن » ندارد .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 141 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 272 .
فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 247 .
حصر موضوع
اختصاص موضوع به حكم معيّن و سلب ساير احكام از آن هرگاه حصر در كلام به موضوع برگردد ، حصر موضوع ناميده مىشود و در اين صورت ، مفهوم حصر منتفى است .
براى مثال ، در جمله : « جاء القوم الا زيدا » اگر « الّا زيدا » قيد موضوع باشد ، قضيه مفهوم ندارد ؛ زيرا معناى جمله چنين مىشود : « ان القوم الذين غير زيد جاءوا » .
در كتاب « فوائد الاصول » آمده است :
« الرابع : فى مفهوم الحصر . لا يخفى ان النزاع فيه ايضا يرجع الى ان الحصر حصر للحكم او للموضوع » . « 1 »
نيز ر . ك : حصر حكم .
[ حفظ ]
حفظ جان
ر . ك : حفظ نفس
حفظ دين
يكى از امور مورد اهتمام شرع و ملاك براى تشريع برخى احكام حفظ دين ، از اقسام مصالح ضرورى بوده كه مورد اهتمام شارع قرار گرفته و براساس آن احكامى تشريع گرديده است .
دين سبب سعادت دنيا و آخرت انسان مىگردد و به همين دليل ، خداوند براى ايجاد آن ، پيامبران را برانگيخت و تكليف كرد تا احكام آن را به انسانها ابلاغ نمايند ، سپس تسليم در برابر اديان الهى و ايمان به آنها را واجب نمود و براى حفظ آنها ، احكامى همچون جهاد را واجب كرد و براى مرتدها مجازاتهايى در نظر گرفت .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 1021 .
حفظ عرض
ر . ك : حفظ نسل
حفظ عقل
يكى از امور مورد اهتمام شرع و ملاك براى تشريع برخى احكام حفظ عقل ، از اقسام مصالح ضرورى شمرده مىشود كه مورد اهتمام شارع قرار گرفته و براساس آن احكامى تشريع گرديده است .
عقل موهبتى الهى است كه خداوند به انسان ارزانى داشته و به اين وسيله او را بر مخلوقات ديگر برترى و برجستگى داده و از او خواسته تا عقل را بر قواى ديگر خود حاكم گرداند ؛ ازاينرو ، خداوند هرچه را كه موجب سلامت عقل و رشد آن مىگردد مباح و هرچه را كه باعث ضعف و فساد آن مىشود - همانند شرب مسكرات - حرام نموده است .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 1021 .
زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 219 .
ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 259 .
فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 239 .
فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 6 ، ص 162 .
ادريس ، عوض احمد ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 74 .
حفظ مال
يكى از امور مورد اهتمام شرع و ملاك براى تشريع برخى احكام حفظ مال ، از اقسام مصالح ضرورى بوده كه مورد اهتمام شرع قرار گرفته و احكامى نيز براساس آن جعل گرديده است .
در چرخه زندگى انسان ، مال نقش مهمى ايفا مىكند ، زيرا به كمك آن بشر به بسيارى از ضروريات زندگى خود دست مىيابد ؛ به همين علت ، ايجاد عدالت اقتصادى ، رفع فقر و بيكارى ، تأمين امنيت مالى و اقتصادى و گردش صحيح سرمايه در جامعه از اهداف شرع شمرده مىشود و براى اجراى آنها قانونهايى تشريع شده است . خداوند سعى در طلب رزق و روزى حلال را واجب و معاملاتى را كه در ميان عرف مرسوم بوده همچون بيع و اجاره امضا كرده است و هرگونه تعدى و تصرف عدوانى در اموال ديگران را نفى نموده و آن را موجب استحقاق عقوبت شمرده است .
ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 318 .
هامش
( 1 ) . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص 505 .