مانند : « من » ، « الى » ، « على » ، « فى » و غيره .
براى مثال ، حرف « فى » از نسبت ظرفيه ميان ظرف و مظروف حكايت مىكند .
نيز ر . ك : معناى حكايى ؛ حروف ايجادى .
فاضل لنكرانى ، محمد ، مباحث اصولى ، ص ( 382 - 373 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 1 ، ص 427 .
خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 80 .
خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 25 .
صبره ، على ، العقد الفريد فى فن التجويد ، ج 132 ، ص 1 .
حريت راوى
بنده نبودن راوى ؛ از مرجّحات غير منصوص باب تعارض اخبار حريت راوى ، به معناى آزاد بودن ( عبد نبودن ) نقلكننده روايت است ، كه يكى از مرجحات غير منصوص در باب تعارض مىباشد ؛ يعنى اگر دو روايت باهم معارض بوده و راوى يكى از آنها انسان آزاد ( حر ) و راوى ديگرى ، بنده باشد ، روايتى مقدم و مرجح است كه راوى آن آزاد باشد .
اصوليون در مرجح بودن حريت راوى اختلاف دارند .
كسانى كه اعتقاد دارند حريت راوى از مرجحات است ، آن را با باب شهادات قياس نمودهاند .
مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 691 .
حسن
ر . ك : مستحب
حسن احتياط
رجحان احتياط به حسب شرع حسن احتياط ، به معناى رجحان احتياط در نزد عقل و شرع است .
در اينكه رعايت احتياط در نزد عقل و شرع فى الجملة در برخى موارد نيكو و پسنديده است ، ميان اصوليون اختلافى وجود ندارد ، هرچند برخى آن را در همه جا نيكو مىدانند و برخى به تفصيل اعتقاد دارند .
اصوليونى كه احتياط را مطلقا نيكو مىدانند ، مىگويند : اين جمله از قديم در ميان اصولىها مشهور بوده است كه : « الاحتياط حسن على كل حال » ؛ يعنى حتى در مواردى كه شخص مىتواند واقع را درك كند و حجت و برهان بر حكم واقعى را در اختيار دارد ، احتياط نيكو است ، تا چه رسد به مواردى كه نسبت به آن شك و شبهه وجود دارد .
اما از نظر عقل ، شكى نيست كه عقل به رجحان احتياط حكم مىنمايد ، زيرا به سبب احتياط ، شخص از وقوع در مفاسد واقعى حفظ مىشود . در اين مورد اصولىها اتفاقنظر دارند . اما از جهت شرع ، با توجه به اخبار رسيده از معصومين عليهم السّلام ، رجحان احتياط ، قطعى است ، اگرچه در مولوى يا ارشادى بودن اين رجحان ميان اصوليون اختلاف است .
نكته :
احتياط در دو مورد ، به علت دخالت عوامل خارجى ، رجحان ندارد :
1 . احتياطى كه به ايجاد حالت روحى وسواس در شخص منجر گردد ؛
2 . احتياطى كه سبب اختلاف نظام و هرجومرج در زندگى انسان شود .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 85 .
مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 271 .
حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 223 .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص ( 203 - 202 ) .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 334 .
حسن شرعى احتياط
رجحان احتياط به حسب شرع حسن شرعى احتياط ، مقابل حسن عقلى احتياط و به معناى رجحان احتياط در نزد شرع است .
برخى اعتقاد دارند رجحان شرعى احتياط ، به سبب رجحان موجود در نفس احتياط است و اخبار احتياط بر اين مطلب گواه مىباشد . برخى ديگر معتقدند حسن احتياط به اين سبب است كه احتياط ، حكايتكننده از ورع و تقواى شخص بوده و در جهت تعظيم و احترام مولا است ؛ يعنى به دليل انطباق عنوان ديگر برآن ( و نه براى نفس احتياط ) حسن شرعى دارد .
در اين مورد كه آيا احتياط مطلقا حسن است ، يا فقط در بعضى موارد حسن است ، اختلاف وجود دارد ؛ برخى مثل مرحوم « آخوند خراسانى » احتياط را مطلقا حسن مىدانند و گروهى نظر ديگر را پذيرفتهاند .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 85 .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص 203 .
حسن عقلى احتياط
رجحان احتياط به حسب عقل حسن عقلى احتياط ، مقابل حسن شرعى احتياط و به معناى رجحان احتياط در نزد عقل است .
از نظر عقل ، در رجحان احتياط ترديدى نيست ، زيرا احتياط ، شخص را از افتادن در مفاسد واقعى بازمىدارد ، مگر اينكه منجر به وسواس يا اختلال نظام و هرجومرج در زندگى انسان گردد .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص 203 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 11 ، ص ( 335 - 334 ) .