حرام تنجيزى
حرام قابل تحقق در زمان فعليت حرمت حرام تنجيزى ، كه مقابل حرام تعليقى مىباشد ، حرامى است كه حرمت آن فعليت داشته و انجام آن نيز بر امر غير مقدورى متوقف نبوده و فعليت دارد ؛ يعنى حالت انتظارى در آن وجود ندارد ، مثل : حرمت زنا و قمار كه هم حكم حرمت و هم انجام آن ، هر دو ، فعليت دارد .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 82 .
حرام ذاتى
ر . ك : حرام نفسى
حرام عينى
شىء حرام براى هريك از مكلّفان به صورت مستقل حرام عينى ، كه مقابل حرام كفائى مىباشد ، حرامى است كه مولا ترك آن را از تكتك مكلفان خواسته است ، بهگونهاى كه با ترك كردن عدهاى ، تكليف از ديگران برداشته نمىشود ، مثل : « شرب خمر » و « اكل ميته » .
فاضل تونى ، عبد اللّه بن محمد ، الوافية فى اصول الفقه ، ص 97 .
حرام غير ارتباطى
حرام داراى مصاديق مستقل حرام غير ارتباطى ، مقابل حرام ارتباطى بوده و به حرامى گفته مىشود كه هر مورد آن ، عصيان مستقل دارد ؛ يعنى هر عمل منهى عنه بهطور مستقل حرام مىباشد ، بىآنكه ارتباطى با منهى عنه ديگر داشته باشد ، مثل دروغ گفتن در موارد متعدد كه هريك از اين موارد ، مصداق حرام مستقل بوده و در عصيان ، هيچگونه ارتباطى باهم ندارند ؛ بنابراين ، اگر مكلف بعضى را مرتكب شود و بعضى را ترك كند ، نسبت به آن مواردى كه دروغ گفته ، عصيان نموده است و نسبت به مواردى كه دروغ نگفته ، عصيان منتفى است ، زيرا اينگونه محرمات به تعداد افرادشان منحل مىشود ؛ براى مثال ، اگر دروغ صد فرد داشته باشد و شخصى پنجاه بار دروغ بگويد ، پنجاه بار مرتكب حرام شده است .
نكته :
در حرام غير ارتباطى ، رابطه عنوان و افراد ، رابطه كلى و فرد است ، ولى در حرام ارتباطى رابطه عنوان و فرد رابطه كل و جزء است .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 15 .
حرام غيرى
فعل حرام به واسطه مفسده موجود در فعل مرتبط با آن حرام غيرى ، مقابل حرام نفسى بوده ، و به فعلى گفته مىشود كه خودش مورد غضب مولا نبوده و مفسده ملزمه مفسدهاى كه ترك آن واجب بوده و شارع اذن در فعل آن نداده ندارد ، اما از آنجا كه مقدمه حرام ديگرى است كه داراى مفسده ملزمه است اين فعل نيز كه مقدمه آن قرار گرفته ، مفسده غيرى پيدا كرده و حرام غيرى مىگردد ؛ به بيان ديگر ، حرام غيرى ، ذاتا حرام نيست ، بلكه به واسطه مفسده موجود در غير ، حرام گرديده است ؛ مثل مقدمات فعل حرام ، و حرمت نماز در مكان يا لباس غصبى .
در اينكه حرام غيرى حرمت عقلى دارد ، اختلافى نيست ، اما در حرمت شرعى آن و اينكه آيا شارع مستقل از حكم عقل ، به حرمت آن حكم كرده است يا نه ، اختلاف وجود دارد .
خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 418 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 357 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص ( 495 - 494 ) .
حرام كفائى
فعل حرام براى هريك از مكلّفان به شرط ارتكاب ساير مكلّفان حرام كفائى ، مقابل حرام عينى مىباشد و عبارت است از فعلى كه ترك آن بر تمامى مكلفان واجب است ، اما هرگاه عدهاى از مكلفان آن را ترك كنند ، وجوب ترك از ديگران برداشته مىشود ؛ به بيان ديگر ، فعلى است كه انجام آن براى همه مكلفان حرام است ، اما اگر بعضى از انجام آن خوددارى كردند ، لازم نيست ديگران آن را ترك كنند .
براى مثال ، فروش سلاح به دشمنان اسلام در زمان جنگ با آنها ، حرام است ، حال اگر فرض شود سلاحى وجود دارد كه مركب از ده جزء مىباشد و هر جزء آن در نزد يك مسلمان است و با نبودن حتى يك جزء ، آن سلاح كارآمدى خود را از دست مىدهد ، حرمت بيع آن در ابتدا متوجه همه اين اشخاص مىشود ، اما در صورتى كه يك يا دو نفر حاضر به فروش نباشند ، حرمت بيع از بقيه افراد برداشته مىشود .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 545 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 26 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص 495 .
حرام لذاته
ر . ك : حرام نفسى
حرام لغيره
ر . ك : حرام غيرى
حرام مشروط
فعل داراى حرمت مشروط به چيز ديگر حرام مشروط ، مقابل حرام مطلق مىباشد ، و عبارت است از فعل حرامى كه حرمتش متوقف و مشروط بر وجود چيزى غير