حال
زمان حاضر ، يا حالت فاعل و مفعول در زمان وقوع فعل حال ، در لغت به معناى زمان حاضر برزخ ميان پايان گذشته و شروع آينده است و در اصطلاح علم نحو به چيزى گفته مىشود كه حالت و چگونگى فاعل يا مفعول يا هر دو را در جمله بيان مىنمايد ؛ براى مثال ، « جاءنى زيد راكبا » يعنى زيد در حالى كه سواره بود نزد من آمد .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 165 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص ( 277 - 276 ) .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 240 .
حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 497 .
خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 210 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 62 .
جرجانى ، محمد بن على ، كتاب التعريفات ، ص 36 .
حالات لفظ
ر . ك : احوال لفظ
حال اسناد
محدوده زمانى اسناد مشتق به ذات در بحث مشتق از سه نوع « حال » گفتوگو مىشود :
1 . حال اسناد يا حال نسبت ؛ 2 . حال تلبس ؛ 3 . حال نطق .
مراد از حال اسناد يا نسبت ، زمان مورد نظر متكلم در نسبت دادن مشتق به ذات است . حال اسناد مىتواند گذشته ، حال و يا آينده باشد ، اما غالبا حال اسناد همان حال نطق و تكلّم است ؛ براى مثال ، در جملات « زيد ضارب » ، « زيد ضارب امس » و « زيد ضارب الآن » حال اسناد ، به ترتيب ، زمان حال ، گذشته و حال مىباشد .
در مشتقات ، بحث به لحاظ حال اسناد و نسبت است ، نه حال تلبس ( حال اتصاف ذات به مبدأ ) .
در اينكه آيا اسناد مبدأ به ذات در زمان حال به سبب اتصاف ذات به مبدأ در گذشته ، حقيقت است يا مجاز ، ميان اصولىها اختلاف است .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 62 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص ( 121 - 120 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 2 ، ص ( 581 - 579 ) .
حال اطلاق و جرى
ر . ك : حال اسناد
حال تكلم
ر . ك : حال نطق
حال تلبس
زمان متصف بودن ذات به مشتق در مشتق اصولى از سه نوع « حال » بحث مىشود :
حال تلبس ؛ حال اسناد ؛ حال نطق .
مراد از حال تلبس ، حال اتصاف ذات به مبدأ اشتقاق است ؛ براى مثال ، در جمله : « زيد ضارب » ، هنگامى كه زيد در خارج مشغول زدن است ، متلبس به ضرب است ؛ يعنى ذات زيد ، اتصاف به صفت ضرب دارد .
اطلاق مشتق بر ذات ، به لحاظ حال تلبس ، به اتفاق اصوليون هميشه و در همه حال حقيقت است ، زيرا زمان اتصاف ذات به مبدأ مىتواند گذشته ، حال و آينده باشد ؛ مانند :
« زيد كان عالما » ، « زيد سيكون عالما » و « زيد الآن عالم » .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 62 .
مهريزى ، مهدى ، كتابشناسى اصول فقه شيعه ، ج 1 ، ص 240 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 62 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 1 ، ص 254 و 256 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 2 ، ص ( 581 - 579 ) .
حال تلبس ذات به مبدأ
ر . ك : حال تلبس
حال جرى
ر . ك : حال اسناد
حال جرى و تطبيق
ر . ك : حال اسناد
حال صدور
ر . ك : حال تلبس
حال نسبت
ر . ك : حال اسناد
حال نسبت ايقاعى
ر . ك : حال اسناد
حال نسبت كلاميه
ر . ك : حال اسناد
حال نطق
زمان ابراز اتصاف ذات به مشتق در مشتق اصولى از سه « حال » بحث مىشود :
حال نطق ؛ حال تلبس ؛ حال اسناد .
مراد از حال نطق ، همان زمان سخن گفتن و به زبان آوردن مشتق است ، مثل اينكه گفته شود : « زيد ضارب » ، حال اگر در زمان گفتن كلمه « ضارب » ، زيد متلبس به مبدأ ( ضرب ) نباشد ، در حقيقت يا مجاز بودن آن اختلاف وجود دارد .