اطلاق اثباتى
اطلاق به حسب عالم دلالت و مقام اثبات اطلاق در دو مقام تصور دارد :
1 . مقام ثبوت يا عالم لحاظ ؛
2 . مقام اثبات يا مقام اقامه دليل .
اطلاق اثباتى ، آن است كه دليلى براى تقييد اقامه نشده باشد ، مثل اينكه مولا بگويد : « اكرم العالم » و دليلى بر تقييد مفهوم عالم اقامه نكند .
تقابل بين اطلاق و تقييد اثباتى ، از نوع تقابل عدم و ملكه است ؛ يعنى عدم ذكر قيد ، درحالىكه آوردن آن ممكن بوده است .
اطلاق اثباتى بر اطلاق ثبوتى دلالت دارد .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 237 .
مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 206 .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 364 .
اطلاق احوالى
شمول حكم نسبت به حالات متفاوت مصداق جزئى اطلاق احوالى ، مقابل اطلاق افرادى مىباشد و عبارت است از در نظر گرفتن اطلاق در معنايى جزئى ، به حسب احوال متفاوتى كه براى آن امكان دارد .
توضيح : لحاظ شمول و سريان در مطلق به دو صورت است :
1 . لحاظ افراد ، در جايى كه معنا كلى و داراى افراد باشد ؛
2 . لحاظ احوال ، در جايى كه معنا جزئى باشد .
اطلاق احوالى در جايى است كه براى معناى جزئى ، احوال متفاوتى باشد . در اين حالت اگرچه معنا داراى يك فرد مىباشد ، ولى اين فرد حالات مختلفى دارد ، مثل : حالت مرض يا سلامتى ، و يا حالت سواره يا پياده بودن كه بر زيد عارض مىشود ؛ بنابراين ، لفظ زيد به لحاظ اين احوال ، اطلاق دارد ؛ يعنى قابليت صدق بر هريك از اين حالات را دارد و اگر گفته شود : « اكرم زيدا » ، اطلاق احوالى ، تمام حالات او را دربر مىگيرد .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 236 .
شيرازى ، محمد ، الاصول ، ج 5 ، ص 59 و 65 .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 255 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 168 .
خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 2 ، ص 601 .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 247 .
سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 154 .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 521 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 219 .
اطلاق ازمانى
شمول حكم بر موضوع در تمام زمانها اطلاق ازمانى ، از اقسام اطلاق احوالى ، و به معناى شمول حكم بر موضوع در تمامى زمانها است . بنابراين ، در مواردى كه مطلق ، فردى از افراد ماهيت بوده و لحاظ شمول در آن به حسب تمام زمانهايى است كه فرد را دربر مىگيرد ، اطلاق آن ، ازمانى است ؛ براى مثال ، هنگامى كه گفته مىشود : « يجب الصدق » و يا گفته مىشود : « يحرم الكذب » ، مراد وجوب صدق و حرمت كذب در همه زمانها است .
تقييد زمان مقابل اطلاق زمانى است ، مثل : « لا تعتق الرقبة ليلا » يا « يجب الصدق ما دمت مختارا » .
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص ( 135 - 134 ) .
شيرازى ، محمد ، الاصول ، ج 5 ، ص 65 .
خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 2 ، ص 601 و 614 .
اطلاق استغراقى
ر . ك : اطلاق شمولى
اطلاق استيعابى
ر . ك : اطلاق شمولى
اطلاق افرادى
عموميت حكم به حسب افراد شمول و سريان حكم در اطلاق ، به دو صورت است :
1 . به حسب افراد ؛ 2 . به حسب احوال .
شمول حكم به حسب افراد را اطلاق افرادى مىگويند و اين در جايى است كه افراد متعددى در كار باشد و طبيعت ، قابليت صدق بر هريك از آنها را داشته باشد ، مانند : « اكرم العالم » كه عالم ، افراد مختلفى دارد و حكم اكرام شامل همه آن افراد مىشود .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 236 .
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 134 .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 247 .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 255 .
شيرازى ، محمد ، الاصول ، ج 5 ، ص 59 .
خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 2 ، ص 601 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 168 .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 516 .
اطلاق اماكنى
شمول حكم بر فرد در همه مكانها اطلاق اماكنى ، از اقسام اطلاق احوالى است و آن ، در موردى است كه مطلق ، فردى از افراد ماهيت معنايى جزئى مىباشد در مقابل موردى كه مراد از مطلق ، خود ماهيت مىباشد كه معنايى