اصالت تخيير عقلى
ر . ك : اصل تخيير عقلى
اصالت تشابه ازمان
ر . ك : اصالت عدم نقل
اصالت تعبديت واجب
حكم به تعبّدى بودن واجب و نفى احتمال توصّلى بودن آن اصالت تعبديت واجب ، مقابل اصالت توصليت واجب مىباشد و اين دو ، نظرياتى است كه در موارد شك در تعبدى يا توصلى بودن واجب ارائه شده است .
توضيح :
تعبدى يا توصلى بودن برخى از واجبات ، به دليل خاصى به اثبات رسيده است ، اما هرگاه اصل وجوب واجب به كمك دليل معتبر احراز گردد و تعبدى يا توصلى بودن آن مورد شك باشد ، علماى اصول در اينكه مقتضاى اصل در چنين مواردى تعبدى يا توصلى بودن است ، اختلاف نموده و از نظر مقتضاى دليل لفظى و مقتضاى اصل عملى ، در مسئله بحث كردهاند .
اما از نظر دليل لفظى :
برخى همچون مرحوم « آخوند خراسانى » كه تقابل اطلاق و تقييد را تقابل عدم و ملكه مىدانند ، به هنگام شك در تعبدى و توصلى بودن واجب ، تمسك به اطلاق لفظى را جايز نمىدانند ، زيرا طبق مبناى ايشان ، « قصد قربت » در واجبات تعبدى قيد است و به معناى « قصد امر » مىباشد و امكان ندارد آن را در متعلق امر اخذ نمود و از آنجا كه تقييد به آن محال است ، اطلاق نيز در مورد آن ممكن نيست زيرا رابطه اطلاق و تقييد از نوع تقابل عدم و ملكه است ، با اين حال مرحوم « آخوند » تمسك به اطلاق مقامى را جايز مىداند ، چون اطلاق مقامى به لفظ مربوط نيست ، بلكه به موقعيت و مقام مولا مربوط است .
اما كسانى كه تقابل بين اطلاق و تقييد را تقابل تضاد يا تقابل سلب و ايجاب مىدانند ، مىتوانند در صورت تمام بودن مقدمات حكمت ، به اصل لفظى اطلاق ، تمسك نموده و در نتيجه ، در موارد شك در توصلى و تعبدى بودن واجب ، به اصالت توصلى بودن آن حكم دهند .
اما از نظر اصل عملى :
كسانى مثل مرحوم « آخوند » و « محقق نايينى » كه اعتقاد دارند در موارد شك در تعبدى و توصلى بودن واجب ، جريان اصالت اطلاق ، امكان ندارد ، مسئله را از حيث مقتضاى اصل عملى بررسى نمودهاند . همچنين كسانى كه بر خلاف گروه اول معتقدند در مورد بالا مىتوان به اصالت اطلاق تمسك نمود گفتهاند : در صورتى كه مقدمات حكمت تمام نباشد ، بايد به اصل عملى رجوع كرد .
در اينكه اصل عملى در اين موارد ، اصل احتياط است يا اصل برائت ، اختلاف وجود دارد . در صورتى كه اصل قابل جريان ، اصل احتياط باشد ، نتيجه جريان اصل ، تعبدى بودن واجب است ، اما اگر برائت جارى شود ، اصل ، توصلى بودن را اقتضا مىكند .
مرحوم « آخوند » به مقتضاى اصل عملى عقلى و شرعى ، به اصالت اشتغال معتقد شده است و به همين دليل ، مقتضاى اصل عملى را تعبدى بودن مىداند ، اما برخى ديگر ، مقتضاى اصل عملى شرعى و عقلى را برائت دانستهاند .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 80 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 2 ، 1 ، ص 138 .
خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 275 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 99 - 94 ) .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 59 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 4 ، ص ( 30 - 7 ) .
اصالت تعيين
ترجيح جانب تعيين و نفى احتمال تخييرى بودن واجب اصالت تعيين در جايى است كه مكلف بين انجام امرى بهطور معين و انجام همان امر بهگونه تخيير در بين چند امر ، مردد مىباشد .
در چنين موردى عقل به انجام آن امر بهطور معين حكم مىنمايد ؛ بنابراين ، هرگاه مكلف بين انجام دو دستور مردد باشد ( مثلا بين وجوب انجام « الف » به تنهايى ، يا وجوب انجام « الف » يا « ب » ، به صورت تخيير ، ترديد داشته باشد ) عقل به وجوب انجام دستور معين ( الف ) حكم مىنمايد ) ؛ براى مثال ، شخصى كه از روى عمد روزه ماه مبارك رمضان را افطار نموده است و علم اجمالى دارد كه كفاره آن يا « وجوب شصت روز روزه است ، بهطور معين » و يا « وجوب شصت روز روزه و يا اطعام شصت مسكين است ، به صورت تخيير » در اين فرض ، بر اساس قاعده اصالت تعيين ، چون شصت روز روزه در هر دو فرض وجود دارد ، بايد به آن عمل نمايد .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 192 .
ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 86 .
اصالت تعيينيت واجب
حكم به تعيينى بودن واجب و نفى احتمال تخيير اصالت تعيينيت واجب ، به معناى حمل واجب در كلام مولا بر واجب تعيينى ، هنگام شك در تعيينى و يا تخييرى بودن واجب ، مىباشد .
توضيح :
گاهى دليل خاص دلالت مىكند بر اينكه واجب در كلام مولا ، واجب تعيينى است ، مثل : تعيينى بودن نماز ظهر ، و گاهى دليل خاص دلالت مىكند كه واجب ، واجب تخييرى است ،