استصحاب با شك در وجود رافع
حكم به بقاى مستصحب مقتضى دوام ، بعد از شك در وجود رافع استصحاب با شك در وجود رافع ، مقابل استصحاب با شك در رافعيت موجود مىباشد و آن ، استصحابى است كه شك در بقاى مستصحب ، ناشى از شك در وجود چيزى است كه امكان دارد رافع مستصحب باشد .
يكى از اقسام شك در رافع ، شك در اصل وجود رافع مىباشد ؛ يعنى شخص نمىداند آيا از همان ابتدا رافعى ايجاد شده تا جلوى مقتضى را بگيرد و آن را بردارد يا خير ، براى مثال ، يقين به طهارت ، حاصل گرديده و اين طهارت ، قابليت بقا دارد ، مگر اينكه رافعى همچون حدث ، جلوى تداوم آن را بگيرد ؛ در اين موارد كه در اصل وجود رافع شك مىباشد ، استصحاب طهارت جارى مىگردد . چنين استصحابى ، استصحاب با شك در وجود رافع ناميده مىشود .
برخى از اصوليون همچون مرحوم محقق اول معتقدند استصحاب در « شك در مقتضى » جارى نيست ، ولى در « شك در رافع » با همه اقسامش جارى است و برخى ديگر مىگويند :
استصحاب فقط در شك در وجود رافع جارى است و در شك در مقتضى و شك در رافعيت موجود جارى نيست . در اين باره ، اقوال ديگرى هم وجود دارد ، ولى همگى ، استصحاب را در شك در وجود رافع معتبر مىدانند .
نيز ر . ك : شك در رافع .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص ( 559 - 558 ) .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 166 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 319 .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 37 .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 500 .
استصحاب برائت اصلى
ر . ك : استصحاب حال عقل
استصحاب تدريجيات
ر . ك : استصحاب امور تدريجى
استصحاب تعليقى
حكم به بقاى « حكم تعليقى » بعد از شك ناشى از تغيير حالات موضوع آن استصحاب تعليقى ، مقابل استصحاب تنجيزى است و آن ، حكم به استمرار « حكم تعليقى » در موارد شك در بقاى آن ، به سبب تغييراتى است كه در حالات موضوع آن به وجود آمده است .
استصحاب تعليقى آن است كه در شريعت ، نسبت به موضوعى ، حكم به صورت مشروط تعلق گرفته باشد ، سپس تغييراتى در آن موضوع پديد آيد و حالاتى برآن عارض شود كه هرچند موجب تغيير موضوع نمىشود ولى ايجاد شك مىكند كه آيا با توجه به آن تغيير حالت ، باز هم آن حكم تعليقى بر اين موضوع تغيير يافته ، مترتب است يا نه ؛ براى مثال ، در برخى از روايات آمده است : « العنب اذا غلى يحرم » يعنى حكم حرمت تعليقى و مشروط به شرط جوشش بر انگور بار شده است ، حال در صورت تبديل انگور به كشمش با اين فرض كه عنوان انگور يا كشمش بودن ، از حالات موضوع بوده و باعث تغيير موضوع در نزد عرف نمىشود اين سؤال پيش مىآيد كه اگر انگورى قبل از غليان ، تبديل به كشمش شود ، آيا آن حكم حرمت تعليقى ( حرمت معلق بر غليان ) كه براى انگور ثابت بوده ، براى كشمش نيز ثابت است يا خير ؛ در اين مورد ، بعضى قائل به استصحاب تعليقى هستند .
در حجيت استصحاب تعليقى اختلاف وجود دارد :
برخى همچون مرحوم « نائينى » آن را حجت نمىدانند ، اما برخى ديگر همچون مرحوم « شيخ انصارى » و « آخوند خراسانى » ، معتقد به حجيت آن هستند .
معتقدين به حجيت استصحاب تعليقى نيز در اينكه آيا اين استصحاب در « تعليق در موضوعات » هم جارى است يا تنها در تعليق در احكام جارى مىباشد ، اختلاف دارند .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص ( 466 - 463 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 15 ، ص ( 85 - 16 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص ( 407 - 406 ) .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 181 .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 34 .
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 186 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 4 ، ص 315 .
خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 3 ، ص 139 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 404 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 273 و 280 .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 439 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 653 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 467 .
خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، جزء 1 ، ص 154 و 164 .
كوثرانى ، محمود ، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية ، ص 295 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص 137 .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 116 و 145 .
طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 73 .
خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 3 ، ص 778 و 854 .
استصحاب تقديرى ( شك تقديرى )
حكم به بقا در صورت فرضى بودن شك لاحق استصحاب تقديرى ( شك تقديرى ) استصحابى است كه شك