احكام اختيارى
ر . ك : احكام واقعى اولى
احكام اخلاقى
احكام بيانگر خوبىها و بدىها مراد از احكام اخلاقى ، احكامى است كه بيانكننده خوبىها و بدىها و بايدها و نبايدها است .
احكام اخلاقى دربرگيرنده اعمال اختيارى انسانها است و مردم را به انجام خوبىها و پرهيز از بدىها توصيه نموده و وظيفه آنها را در اين مورد بيان مىكند ، چه حاكم ، عقل باشد و چه شرع ، مانند : وجوب راست گفتن و حرمت دروغ گفتن .
نكته :
بايدها و نبايدها در حوزه احكام اخلاقى با بايدها و نبايدها در حوزه احكام فقهى تفاوت دارد .
زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 13 .
فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 2 .
احكام ارشادى
بيان ارشادكننده به حكم عقل يا مصلحت و مفسده واقعى احكام ارشادى از اقسام احكام شرعى و مقابل احكام مولوى مىباشد و مراد از آن ، آن دسته از مجعولات و اعتبارات شارع است كه جنبه ارشادى دارند ؛ يعنى لازمه آنها بعث شرعى حقيقى مكلف به انجام فعل و يا زجر شرعى حقيقى مكلف از انجام آن نيست ، بلكه ، مراد ارشاد به حكم عقل يا ارشاد به مصلحت يا مفسدهاى است كه در متعلق حكم وجود دارد .
براى مثال ، در آيه شريفه :
أَطِيعُوا اللَّهَ . . . ؛ *
« 1 »
أَطِيعُوا ؛ *
امر ارشادى است ، زيرا عقل بهطور مستقل حكم به وجوب اطاعت مىنمايد ، بنابراين « أطيعوا » به حكم عقل ارشاد مىكند .
مثال ديگر اينكه : در روايات آمده است : « بدن و لباست را براى نماز تطهير كن » . در اينجا مأمور به در ظاهر ، شستن لباس و بدن است ، ولى در حقيقت ، عنوان طهور ، مأمور به است ، چون « لا صلاة الا بطهور » . بنابراين ، در اين موارد ، در ظاهر ، امر به چيزى تعلق گرفته است ، ولى در واقع ، غرض بيان مصلحتى است كه در چيزى ديگر نهفته است ؛ يعنى خبر از وجود مصلحت در عملى است كه در ضمن حكم ديگرى بيان شده است .
نكته :
از آنجا كه بر حكم عقل و بر امر غيرى ، ثواب و عقابى مترتب نيست ، بر اوامر ارشادى نيز ثواب و عقاب مترتب نمىگردد .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص ( 75 - 74 ) .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 82 .
احكام استقلالى
اعتبارات مورد التفات استقلالى شارع احكام استقلالى ، مقابل احكام ضمنى است و منظور از آن ، اعتبارات و مجعولات شرعى است كه بهطور مستقل مورد توجه شارع قرار گرفته است ؛ يعنى مولا به خصوصيات آن توجه نموده و سپس به سوى آن ، بعث يا از آن ، زجر ( منع ) نموده است .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 364 و 368 .
همان ، ج 4 ، ص 450 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 152 .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 3 ، ص 19 .
احكام اصلى
احكام مستفاد از اصول عمليه ، بعد از شك در حكم واقعى احكام اصلى ، از اقسام احكام شرعى و مقابل احكام امارى است و مراد از آن ، احكامى است كه در صورت شك مكلف ، به كمك اصول عمليه اثبات مىشود و ناظر به واقع و كشفكننده آن نيست ، مانند : شك در حرمت شرب توتون كه حكم اصلى آن برائت است .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 56 .
احكام اضطرارى
احكام ثانوى واقعى مختصّ به حالت اضطرار مكلّف احكام اضطرارى از اقسام احكام ثانوى و از اعتباراتى است كه در صورت عدم امكان امتثال امر واقعى اولى براى مكلف جعل شده است .
در احكام اضطرارى حالت شك و جهل مكلف لحاظ نشده ، بلكه حالت اضطرار مورد نظر است ، مانند : وجوب تيمم براى نماز ، در صورت عدم دسترسى مكلف به آب ، و جواز اكل ميته در حال اضطرار .
در شريعت اسلام اوامر زيادى وجود دارد كه اختصاص به موارد ضرورت و تعذر امتثال اوامر اولى ، و يا اختصاص به حالت حرج نسبت به اوامر اولى دارد ، مانند : تيمم ، وضو و غسل جبيرهاى ، و نيز مانند : نماز خواندن كسى كه از ايستادن يا نشستن عاجز است و يا مانند : نماز كسى كه در حال غرق شدن است .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 108 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 113 .
بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 130 .
قدسى مهر ، خليل ، الفروق المهمة فى الاصول الفقهية ، ص 33 .
احكام اعتقادى
اعتبارات شرعى متعلق به اصول اعتقادات احكام اعتقادى از اقسام احكام و از اعتبارات شرعى متعلق به
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) ، آيه 59 .