تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
مىشود ، مبيع .

سلف :

پيشروان اسلام مثل صحابه ، تابعين و تابعين تابعين ، قرض دادن ، بيع سلم . سلم لغت أهل حجاز است و سلف لغت أهل عراق .

سلم :

پيش‌فروش ، فروختن كالاى نسيه با اوصاف مشخص كه در ذمه فروشنده است در مقابل بهاى نقدى . بيع موصوف فى الذمه با لفظ سلم در مقابل سرمايه حاضر كه در مجلس أخذ مىشود .

سمّ :

هر ماده كشنده‌اى كه به‌وسيله خوردن يا نوشيدن يا نفس كشيدن و مانند آن‌كه با جسم آميخته شود يا به‌وسيله چرب‌كردن با پوست تماس مىگيرد . حكم استعمال : 1 - براى تداوى 2 - براى آرايش 3 - براى جنايت .

سماد :

كود .

سمحاق :

پوست نازكى كه در بين مغز و استخوان سر است و زخم

سمحاق :

زخمى است كه گوشت را بريده و به اين پوست برسد ولى آن را پاره نكند .

سمر :

شب‌نشينى كه براى گوش دادن به لهويات مكروه و براى آموختن علم جايز است .

سمسرة :

سمسارى ، دلالى ، كسى كه در بين فروشنده و خريدار واسطه مىشود تا در بين آنها عقد توافق ايجاد كند و مزدى دريافت نمايد .

سنت :

به گفتار و كردار و تقرير پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفته مىشود . سنت در نزد فقيهان : 1 - سنت مؤكد ( سنت هدى ) كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر آن مواظبت داشته است 2 - سنت غيرمؤكد ( مستحب ) گاهى انجام مىداد 3 - سنت تطوع 4 - سنت راتبه ( سنت تابعه ) 5 - سنت زائد ( سنن عادات ) 6 - سنت عينى و كفائى 7 - سنت ترك . در فقه به سنت ، نافله ، مستحب ، مندوب و تطوع گفته مىشود .

سند :

1 - سند حديث 2 - سند قرض . اقسام حديث از حيث سند : 1 - متصل 2 - مسند 3 - معنعن 4 - مسلسل 5 - عالى 6 - نازل 7 - مزيد