Principle
1 - اصل ، مبدأ .
2 - مبدأ . يعنى قضيّهاى كه اثبات آن ممكن نيست و در آغاز علم بعنوان زيربناى علم به كار مىرود .
و معمولا به صورت جمع ( مبادى علوم ) استعمال مىشود .
Prior
متقدّم
Priority
تقدّم
Privation
عدم ، فقدان ، فاقد بودن
Privation and possession
عدم و ملكه .
Privative
اوصافى كه عدم ملكه را مىرساند . مانند نابينا و ناشنوا
Probable
محتمل
Problem
مسأله
Problematic
احتمالى ، ظنّى ، قضيّهء محتمل ( در اصطلاح كانت )
Proof
دليل ، حجّت . البته لازم نيست كه حتما در قالب قياسات دقيق منطقى باشد . بلكه مثلا در دعاوى شخصى يا براى محكوم كردن متهمان ، وقتى از برخى اسناد و قرائن و امارات و ( به اصطلاح امروز از بعضى برگهها ) استفاده مىشود ،
« proof »
ناميده مىشود . بنابراين معنى اين
اصطلاح از استدلال دقيق و استوار منطقى ضعيفتر است .
Proof by reductio ad absurdum
( - Probatio per absurdum )
برهان خلف
Proposition
قضيّه
منطقيان انگليسى قضاياى چهارگانهء محصوره را با علائم ذيل مىنمايند :
Sap / Sip / Sep / Sop
A / I / E / O
مطابق با
در منطقهاى اسكولاستيك .
Proper ( - proprium )
عرض خاصّ ( يكى از كليّات خمس )
Prosyllogism
قياس مقدّم ، قياس پيشين . قياسى كه نتيجهء آن در قياس بعد بعنوان مقدمه به كار رود . قياسى كه نتيجهاش مقدمه براى قياس بعد باشد .