تالى را از قضيتى ببرد . زيرا كه چون گوئى آنگاه روز بود هم نه راست بود و نه دروغ » ( دانشنامه ، ص 47 ) .
لفظ شرط
لفظى كه در قضيهء شرطيهء متصله بر سر مقدم درمىآيد مانند « اگر » و « هرگاه » در فارسى و « إن » در عربى . ( - ادات شرط ) ( - قضيهء شرطيهء متصله ) .
لفظ كلى
لفظى كه معنى آن مفهومى كلى باشد ، يعنى افراد متعدد را شامل شود ( - / لفظ جزئى ) ( - كلى ) .
« لفظ كلى مانند انسان مفهومى دارد محصّل كه قابل شركت و لا شركت است » ( اساس ، ص 87 ) .
لفظ متواطى
لفظى كه بر معنى متواطى دلالت كند . يعنى بر معنيى كه صدق آن بر همهء افراد يكسان باشد . ( - اسم متواطى ) ( - / لفظ مشكك ) .
« اگر [ لفظ ] ذاتى بود و يا عرضى بود ، و مختلف نباشد به اشدّ و اضعف ، آن لفظ متواطى بود . و اگر مختلف باشد ، مشكّك بود ( اساس ، ص 461 ) .
لفظ محصّل
لفظى كه از ادات سلب خالى باشد . مانند بينا ، و دانا ، و تمام ( - / لفظ معدول ) ( - اسم محصل / قضيهء محصله ) .
« عكس نقيض چنان كه گفتيم آن است كه مقابل محمول را به تقابل ايجاب و سلب مفرد چنان كه ميان الفاظ محصله و معدوله باشد موضوع كنند » ( اساس ، ص 169 ) .
لفظ مركّب
لفظى كه از چند جزء فراهم آمده باشد و هر جزئى را معنى جداگانه باشد . مانند « حيوان ناطق » و « مثلث قائم الزاويه » ، و « منطق ارسطو » و « سه و چهار » و « مرد بزرگوار » و « انسان حيوانى اجتماعى است » .
لفظ مركب بر دو قسم است : مركب تام و مركب ناقص . و مركب تام يا خبرى است يا انشائى . و مركب ناقص يا اضافى است يا وصفى يا تقييدى . ( - لفظ مؤلف ، قول ) ( - / لفظ مفرد ) .
« لفظ دو گونه بود : يكى را مفرد خوانند چنان كه گوئى « زيد » و « محمد » ، و چنان كه گوئى « مردم » و « دانا » . و يكى را مركب و مؤلف ، خوانند چنان كه « گوئى مردم دانا است » يا « مردم دانا » . و تا حال لفظهاى مفرد دانسته نيايد ، حال لفظهاى مركب