همينكه يك كفه يعنى يك طرف نقيض اندك رجحانى پيدا كرد ، شك به ظنّ تبديل مىيابد و بهر نسبت كه رجحان بيشتر شود ، ظنّ قوىتر مىشود ، تا آنكه رجحان يك طرف بسيار بسيار زياد شود .
و در آنوقت آن را ظنّ قريب به يقين يا ظنّ متاخم به يقين مىنامند . و آن ظنّى است كه در آستانهء يقين است ، اگرچه ذهن هنوز به مرحلهء يقين پا ننهاده است . پس ظنّ حالتى است مقول به تشكيك بين شك و يقين .
( - / يقين ، جزم ، حكم جازم ) .
شكل
هيأت قياس از حيث محلّ حد وسط در صغرى و كبرى . و آن بر چهار قسم است .
( - اشكال اربعه ، ص 18 ) .
« و حد اوسط علت تأليف قياس بود و رسانندهء دو حدّ باقى به يكديگر كه انتاج عبارت از آن است . و هيأت وقوع او را در دو مقدمه با دو حد ديگر شكل خوانند » ( اساس ، ص 191 ) .
شكل اوّل
شكلى كه در آن حد وسط در صغرى محمول باشد و در كبرى موضوع . مانند :
اين حيوان سمدار است - هيچ سمدارى گوشتخوار نيست . پس اين حيوان گوشتخوار نيست . شرايط انتاج اين شكل دو است : يكى موجبه بودن صغرى ، و ديگر كليت كبرى . و بدينترتيب دوازده ضرب آن عقيم است و چهار ضرب آن منتج .
رمز اختصارى شرائط اين شكل « مغ كب » است كه « مغ » رمز اختصارى موجبه بودن صغرى است . و « كب » رمز اختصارى كلّيّت كبرى .
« در بين اشكال چهارگانه تنها شكل اول قياس كامل است . زيرا كه در آن نتيجه از وضع دو مقدمه به تنهائى لازم مىآيد .
در صورتى كه قياسهاى ديگر غير كاملند و بايد به نحوى اثبات شوند » ( نجات ، منطق ، ص 32 ) . « شكل اول اصحّ اشكال است و بيش از اشكال ديگر افادهء يقين مىكند .
دليل اين امر آن است كه علوم تعليمى [ يعنى رياضيات ] در تأليفهاى برهان خود همين شكل را به كار مىدارند . و در اكثر موارد شكل اول را به كار مىبرند و آن هم ضرب اول آن را ، و گاهى نيز شكل دوم را .
و بنابراين جز بر سبيل ندرت با تأليف قياسات رياضى نمىتوان مغالطه كرد » ( شفا ، برهان ، ص 138 ) .